English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

حکیم عمر خیام نیشابوری | خیام خوانی

خیام خوانی
  

در موسیقی بوشهر از دیرباز در کنار اشعار بومی به ویژه دوبیتی‌های فایز و مفتون از اشعار شاعران ملی همچون مولانا، فردوسی، نظامی و خیام نیز استفاده می‌شده است. اما در این بین خیام‌خوانی یا خیامی فرمی ویژه، نادر و انتزاعی از موسیقی بوشهر است که توأماً مشتمل بر پریودهای سازی و آوازی بوده و ساز و آواز گاه به صورت مستقل و مبتنی بر مبادله و سئوال و جواب و گاه در بخش‌هایی در همرایی با هم، تبلور می‌یابند.‏


این فرم از موسیقی که تنها در بندر بوشهر قابل ملاحظه است، چه از نظر ساختار موسیقیایی و چه به لحاظ مفاهیم درونی و کارکردهای آن در میان انواع کارگان‌های موسیقی نواحی ایران، موردی منحصر به فرد به شمار میآید.‏

وجه تسمیه‌ی نام این کارگان بی‌شک بخاطر استفاده از رباعیاتی است که لااقل تعدادی از آنها منتسب به خیام است. حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم خیامی مشهور به خیام، فیلسوف، ریاضی‌دان و شاعر ایرانی است که در 12 محرم سال 439 هجری قمری در نیشابور متولد و در سال 517 هجری در همان شهر درگذشت. خیام یکی از مشهورترین شاعران پارسی در عرصه‌ی ادبیات جهانی می‌باشد. ‏

در بوشهر به خیام‌خوانی «خیامی» می‌گویند. نکته جالب این نام‌گزاری این است که در اصل به خیام، خیامی می‌گفته‌اند و بعدها به خیام شهرت یافته است. این نام‌خوانی ذهن ما را به گمانه‌زنی در مورد ریشه‌دار بودن خیام‌خوانی در بوشهر هدایت می‌کند. در بوشهر خوانندگان از رباعیات و اشعار دیگری هم استفاده می‌نمایند به ویژه از اشعار حافظ و سعدی اما بعضی از این اشعار طوری با این محفل گره خورده اند که انگار خود خیام آنها را سروده است. از این رو در حال حاظر خیام‌خوانی در بوشهر صرف خواندن رباعیات خیام نیست و بنابراین نمی‌توان به اصالت ترانه‌های خیام در بوشهر اعتماد نمود.‏

خیامی را بزرگترها و با تجربه‌ترهای مجلس شروع می‌کنند. محفل خیام‌خوانی با آواز شروع می‌شود و اغلب اشعاری از حافظ را برای این مقدمه انتخاب می‌کنند. ساز اصلی خیامی در بوشهر فلوت است که به همراهی دایره و ضرب نواخته می‌شود. اما نواختن ساز نی جفتی هم رایج بوده است. در این میان آمیزگی خیام با یزله‌خوانی که از فرم‌های کهن موسیقی بوشهر است صبغه‌ی بومی به آن داده و به نوعی آن را با موسیقی بوشهر آدابته کرده است. خیام‌خوان‌ها پس از اجرای یک یا چند رباعی به یزله‌خوانی می‌پردازند و دوباره رباعیات خیام را از سر می‌گیرند.‏

در یزله‌خوانی جمع حاضر نیز در جواب به یزله‌ها به همخوانی می‌پردازند. پریودهای یزله‌خوانی معمولاً کوتاه و تکراری هستند یزله‌خوانی باعث گرمی مجلس و ایجاد شور و نشاط بیشتر جمع می‌شود اصولاً اشعار یزله از نظر وزن و موسیقی و نیز موضوع، آنچنان به خیام‌خوانی مرتبط نیست و عموماً دارای مفاهیمی طنزگونه و کنایه‌آمیز هستند. اجرای یزله در خیامی نوعی فاصله‌گذاری آگاهانه در این نوع موسیقی است که در کمتر جایی شنیده شده است. یزله از آوازهای کار بر روی دریا گرفته شده که به آن نی‌مه می‌گویند.‏
 

نوشته:‏ شریفیان محسن و نصر اشرفی، متن آلبوم موسیقی خیامی، انتشارات ماهور. 1388‏

 


خیام خوانی یا خیامی یکی از مقامهای موسیقی بوشهر است که از سالهای قبل در بزم ها و مجالس عروسی، حنابندان، ختنه سوران و دیگر مجالس اجراء می شده و میتوان گفت از آهنگهای ماندگار بوشهری است و هیچ وقت قدیمی نمی شود.

در مجالسی که خیامی اجراء می شده، معمولاً خواننده مجلس یک نفر نبوده و با چند خواننده و به صورت سوال و جواب اجراء می شده. ‏

بدین صورت که بیت اول یک نفر می خوانده و بیت دیگر، نفر بعدی جواب می داده.  با یک رباعی یک خواننده و رباعی دیگر خواننده دیگر الی آخر....‏

موقع مراسم عزاداری در مساجد، یک ساعت یا یک ساعت و نیم سنج و دمام می شنوی با اینکه ریتم آن ثابت است ولی هیچ احساس خستگی حس نمی شود.

 
حتی شوق شنیدن به سنج ودمام در شنونده بیشتر می شود و خیام خوانی نیزبه همین گونه است با اینکه خیام نیز ثابت است، چندین رباعی با آهنگ خیام خوانده می شود ‏ولی شنونده اصلاً احساس خستگی نمی کند و معمولاً بین چند رباعی به خاطر اینکه آهنگ از حالت یکنواختی خارج شود و مجلس گرم تر شود. ‏

از یزله های بوشهری نیز استفاده می شود مانند: دیگه ناشم به کعله و یا در آخر رباعی به عنوان مکمل آهنگ، ‏از کلماتی مثل: (امان امان امان دل من) نیز استفاده می شود.

نکته جالب اینجاست که آهنگ، بوشهری است، بوشهری که در جنوب ایران قرار دارد ولی اشعار آن از حکیم عمر خیام نیشابوری.

خیامی که اهل نیشابور و در شمال کشور قرار دارد و تا بوشهر فرسنگ ها فاصله دارد. معلوم نیست خیام به بوشهر آمده ‏و اشعارش را در دل مردم بوشهر جای داده، یا بوشهری ها  به نیشابور رفته اند  و بر اشعار خیام آهنگ گذاشته اند، یا بوشهری ها آهنگی ساخته اند بر وزن رباعی و دیده اند که بهترین اشعاری که بر آهنگشان چفت می شود، رباعی های حکیم است، و..... ‏

و اگر بخواهیم، فرضیه های بسیاری می باشد و این خود جای تحقیق و پژوهش دارد.‏

از نظر آهنگ دو نوع یا دو سبک خیام خوانی داریم:‏

یک سبک آن آهنگ کوتاه و ثابت است و آهنگ آن اوج و فرودی چندان ندارد و به وسیله نی جفتی نواخته می شود و بعد از خواندن هر رباعی نوازنده نی جفتی، مقام شکی می نوازد و حضار با دست زدن (شپ) همراهی می کنند و در هنگام شکی ریتم را می شکنند و نت شاهد آن نت پنجم گام می باشد.

یک نوع سبک یا سبک دیگر آن بیشتر در دل مردم جای دارد و اوج و فرود آن نسبت به نوع قبلی بیشتر است و در دستگاه افشاری اجراء می شود‏ و معمولاً با ساز و فلوت نواخته می شود. این نوع خیامی چون که آهنگ آن زیر و بم بیشتری دارد، مردم این سبک را نسبت به قبلی ترجیع می دهند‏ و همانطور که همه مردم بوشهر دمام زدن را در حد معمول می نوازند، از هر کس درباره خیام خوانی سوالی کنی، یک زمزمه ای‏ از آهنگ خیام از نوع (سبک دوم) میکند. در این خیامی نیز پس از رباعی مولودی فلوت نواخته می شود و حاضرین دست می زنند.‏


وزن رباعی یا خیام خوانی:‏
وزن شعر خیامی همان وزن رباعی است و می توان گفت تنها قالب شعری که وزن آن تقریباً آزاد است و بدون اینکه وزن آن تغیری پیدا کند و یا آهنگ بشکند، وزن رباعی و یا خیامی است
‏ 

وزن های ثابت:    ‏
        
‏1- مفعولن  مفعولن مفعولن فع           ‏‏
‏2- فاعلاتُ  فاعلاتُ  فاعلاتُ فع      ‏
‏3- مستفعل مستفعلٌ مستفعلٌ فع‏‏

و یا ترکیبی از وزن های فوق:

‏1- مفعولن فاعلاتُ مستفعلُ فع ‏
‏2- فاعلاتُ مفعولن مستفعلُ فع     ‏
3- مستفعلُ مفعولن فاعلاتُ فع
4- مفعولن مستفعلُ فاعلاتُ فع
5- فاعلاتُ مستفعلُ مفعولن فع

و از ترکیب وزنهای فوق، وزنهای مختلفی می توان درست کرد، بدون اینکه از وزن و ریتم رباعی (خیام خوانی) خارج شود.‏


سیصد گل سرخ یک گل نصرانی
مـا را زسـر بـریده می تـرسانی
گـر ما زسـر بـریده می تـرسیدیم 
در مجلس عـاشقان نمی رقصیدیم

در دیـر خرابـات کسی پـیر نـشد
وز مردن آدمـی زمین سـیر نـشد
گفتی کـه بهار آید و ما عیش کنیم
بـسیار جوان مـرد و یکی پیر نشد

آن قصرکه جمشید در او جام گرفت
آهو بـچه کرد و رو به آرام گرفت
بهرام که گور می گرفتی هـمه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت


دیگه ناشم به کعله
راهش دورن به کعله
اُوِش شورن به کعله


خیام اگـر زباده مـستی خوش باش
با لاله رخی اگـر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش


امان امان امان امان دل من

بعضی اوقات نیز در قسمتی از آهنگ، خواننده به عروس و داماد چنین می گوید:

بـرگ کـناریـه مـنش چـندن
‏پِلی دی دوما تا کـمر بندن
خوشا به دومادو عروس مجلس
مادر دوماد داره می خندِن
همگی بگیم عروسیشون مبارک
عروس مثال شـکر و قندِن
           
دیگه ناشم به کعله
راهش دورن به کعله‏


نوشته: محسن حیدریه، گروه موسیقی شبدیز بوشهر
 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد