English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

هر تاجيک بايد ايران را ببيند و هر ايراني تاجيکستان را

سه تن از جهانگردان تاجيکستاني از ايران گذر کردند. اين جهانگردان که با پاي پياده سفر مي‌کنند با گذر از افغانستان وارد ايران شدند و پس از 27 روز به تهران رسيدند. آنان از ايران به عراق و سپس عربستان خواهند رفت و پس از زيارت کعبه، اردن، سوريه و ترکيه را پشت سر خواهند گذاشت و بعد از آن با گذر از ارمنستان، آذربايجان، گرجستان، داغستان، روسيه، قزاقستان و ازبکستان به خانه باز خواهند گشت. سرپرست گروه، «عبدالعزيز رجب‌اُف» که کشتي‌گيري بازنشسته است و در زادگاهش، همدان تاجيکستان، به حاجي پياده شهرت دارد؛ سومين بار است که اين مسير را پياده مي‌پيمايد. حاجي پياده، هدف از اين سفر را ديدن جهان بيان مي‌کند و مي‌افزايد: «شنيدن کي بود مانند ديدن. ما بسان ناصرخسرو در راه حج، به ديدن جهان مي‌رويم.»

رجب‌اف 64 ساله، با گويش شيرين تاجيکي‌اش مي‌گويد: «هنگام تهيه نقشه سفر، فکر مي‌کرديم به خارج مي‌رويم، ولي هنگامي‌که در ايران داخل شديم، هيچ فکر نکرديم که خارجيم و حس کرديم که در وطن خودمانيم. يگانه کمبودي که داشتيم اين بود که در زمان شوروي، کريليک را جايگزين الفباي فارسي کردند؛ در حالي که باباکلان‌ها (پدربزرگ‌ها) و مادرکلان‌هاي (مادربزرگ‌ها) ما به فارسي گپ مي‌زدند و کتاب‌هاي تاريخي همه به فارسي بود ولي اکنون ما خواندن فارسي نمي‌توانيم که اميدواريم از جوانان ايران، فن نوشتن به فارسي را ياد بگيريم.» حاجي پياده که از بودن در ايران بسيار شادمان است، مي‌گويد: «ما از مهمان‌نوازي مردم ايران سپاسگزاريم. در واقع مردمان ايران، افغانستان، تاجيکستان و سمرقند و بخارا در ازبکستان، هم‌زبانان و هم‌فرهنگاني هستند که از هم جدايشان کرده‌اند.»

اين مربي کشتي آزاد که 40 سال پيش، کشتي مي‌گرفته و در مسکو با جهان‌پهلوان تختي به گويش خودش «واخورده» و گپي هم با او داشته، اميدوار است بتواند با رئيس‌جمهور ايران ديدار کند تا از ايشان بخواهد با کمک به ساخت زورخانه‌اي در شهر همدان تاجيکستان، ارتباط ورزشکاران ايراني و تاجيک بيشتر شود.

رجب‌اف در پايان مي‌گويد: «تاجيکستان، جاهاي توريستي فراوان، آب‌هاي گوارا و چشمه‌هاي ديدني بسياري دارد. در شهر من، همدان، آرامگاه مير سيد علي همداني، عارف ايراني است که اميدوارم ايرانيان بيايند و خودشان ببينند.»

«عبدالرحيم حبيب‌اف» 65 ساله نيز که ورزشکاري پيشکسوت است و براي نخستين بار است که ايران را مي‌بيند از راه‌ها و ساختمان‌هاي ايران به نيکي ياد مي‌کند و به لهجه تاجيکي مي‌گويد: «هم‌زبانان و هم‌فرهنگان ايراني، نغز (خوب) ما را پيشواز گرفتند. ما نيز خواهش مي‌کنيم شما هم در تاجيکستان مهمان ما شويد تا ما هم شما را نغز پيشواز بگيريم.»

«سنگکي عبدالقادر» که جوان‌ترين عضو اين گروه سه نفره بود، در پاسخ به اين پرسش که چه جاي از ايران او را بيشتر خوش آمده است، گفت: «از خُردي در کتاب‌ها درباره حضرت عمر خیام، حضرت فردوسي، عبدالرحمان جامي، فخر رازي، حافظ، سعدي و ... مي‌خواندم و اين بهترين شد که ما آمديم، آرامگاه اين بزرگان را ديديم و زيارت کرديم. من بيش از همه از حضرت عمر خیام مي‌خوانم و آرامگاه او بيش از همه‌جا مرا خوش آمد و اين را از زبان عمر خیام براي سفر خودمان مي‌گويم:


گر يک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
زنهار که سرمايه‌ سودای جهان
عمر است چنان کش گذرانی گذرد


بنابراين، اين زندگاني خوب است که تماشا کني، ببيني، دم را غنيمت شمري و اين بهترين سفر به خصوص براي جوان 20 ساله‌اي چون من است که ‌همه جا را مي‌بينم و با ديگران هم‌صحبت مي‌شوم و اين بهترين است.» عبدالقادر در پايان درباره مهمان‌نوازي ايرانيان گفت: «ايرانيان، هم‌چون دوست، برادر، هم‌زبان و هم‌وطن ما را پيشواز گرفتند. من خود را بيگانه در شهر ايران حس نمي‌کنم و حس مي‌کنم در خانه پدري هستم و اينجا همچون وطن خودمان است و هر تاجيک بايد ايران را ببيند و هر ايراني تاجيکستان را.»

خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد