English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خلاصه مقاله دکتر حسین الهی قمشه ای پیرامون حکیم عمر خیام

آنچه که در ذیل می آید خلاصه ای است از مقاله «خیام» نوشته شده توسط استاد جلیل القدر معاصر ـ استاد دکتر حسین الهی قمشه ای ـ که در کتاب «مقالات» چاپ شده است و پیش از آن نیز در چاپ رباعیات خیام آمده و مقدمه آن چاپ بوده است.

استاد الهی قمشه ای در این متن بر این نکته تاکید می فرمایند که حکیم عمر خیام بر عکس آنچه که بعضی از منقدین معاصر تصور کرده اند ، یک حکیم ماتریالیست و عشرت طلب نبوده است. بلکه کاملا برعکس، حکیمی فاضل و عارفی بزرگ است که قدر او مجهول مانده است و عده ای کوته نظر، برای آنکه شریکی برای توجیه لذات پست مادی خود پیدا کنند، این تهمتهای ناروا را به این اندیشمند بزرگ وارد می سازند و در حقیقت کج فهمی و خام اندیشی خود را فاش می کنند اما در نظر عارفان صافی و عاشقان حقیقی، رباعیات حکیم عمر خیام در برگیرنده عالی ترین مفاهیم عشق و عرفان و حکمت است.


و اکنون خلاصه مقاله:

« یکی از شگفتیهای اقلیم ادب این است که تا کنون هزاران کتاب در شرح احوال و آثار خیام نوشته شده و هزاران نسخه از رباعیات او در جهان ، صلای عشق و مستی و مایه عیش و می پرستی بوده و چه بسیار نقاشان و نغمه پردازان که اندیشه های لطیف او را به صوت و صورت درآورده اند، و هریک با شمع رخسار او عشق باخته اند ولی همچنان چهره او جز بر خاصان اهل دل نا مکشوف و نشان میخانه او چون راه گنج از دیده صورت پرستان مستور مانده است:

مرغـی بودم پریـدم از عالـم راز
تا بوکه رسم من از نشیبی به فراز
اینجا چو کسی نیـافتم محرم راز
زان در که بیامـدم برون رفتم باز
« خیام»

این حقیقت، حافظ، سعدی و مولانا و دیگر ساقیان میخانه عشق را نیز شامل است که همه سعی در اختفای سّر می فروش و پیغام سروش از نااهلان کرده و قصه های عشق مجنون را در پرده نی نهان داشته اند.

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
توهم ز روی مروت چنان بخوان که تو دانی
«حافظ»

رفیقان چشم ازیـن ظـاهـر بدوزید
که مارا در میان سّـری است مکتوم
هـمـه عالـم گر این صورت بـبینند
کس این مـعـنی نخواهد کرد معلوم
«سـعدی»

اگر از عام بترسی که سخن فاش کنی
سخـن خاص نهان در سخن عام بگو
«مولانا»

اما بزرگان و هوشمندان عالم از ورای هفتاد حجاب چهره محجوب خیام را مشاهده کرده و گفته اند:

پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است
نظاره تو بر هـمـه جانـهـا مبارک است
«حافظ»

***
سپس دکتر الهی قمشه ای به این نکته می پردازند که یکی از این هوشمندان معاصر حکیم و شاعـر و نویسنده بزرگ هندی ـ آسانا ویو کاناندا ـ است که در اوایل قرن بیستم شرحی را بر اساس ترجمه فیتز جرالد ـ ادیب و شاعر بزرگ انگلیسی ترتیب داده است و شعاعی از نور حکمت و معنویت خیام را آشکار کرده است.

آسانا ویو کاناندا به این نکته مهم اشاره دارد که تعداد زیادی از منقدین بزرگ و صاحب نظر در شرق و غرب بر این نکته پای فشرده اند که رباعیات خیام را نمی توان خارج از معنی معنوی و عرفانی آن بررسی کرد. چراکه اصل و اساس تفکر عرفانی در این اصل مهم خلاصه می گردد که اسرار سیر و سلوک هرگز نباید برای نااهلان و نابخردان و نامحرمان فاش گردد. به طوری که خود این نویسنده هندی نیز به همین راز بزرگ پی برده است و در شرح خود بر رباعیات خیام که از جامع ترین کارها در این زمینه است، به این نکته اشاره کرده است.


در قسمت دیگری از مقاله اینگونه آمده است:

سوالی که اکثرا طرح می شود این است که: پس هدف از این همه مدح و ثنای شراب و عشق در رباعیات خیام چیست؟

پاسخ این است که این الفاظ و نظایر آن استعارات و کنایاتی است که در زبان صوفیان معانی خاص دارد و از جمله شراب و مستی کنایه از لذاّت روحانی و عالم بیخودی است و عشق و پیوند و دوستی و اخلاص و ارادت و بندگی انسان در پیشگاه معشوق ازل است.

خیام دانش و معرفت خود را به جای آشکار کردن در پرده های گوناگون مستور داشته است(و پرده از اسرار نهان بر نداشته است) و تصور بعضی از غربیان از خیام به عنوان مردی خوشگذران و عیّاش، تصوری باطل و بیهوده است زیرا آن همه خرد و حکمت در رباعیات با آن درجه از کم عمقی و ظاهر پرستی تناقضی آشکار دارد.

خیام مانند سایر شاعران متصوّف، تشبیهات و استعارات رایج زمان را به کار گرفته و صورت ظاهر لذات عادی دنیوی را برای بیان لذات متعالی معنوی استخدام کرده تا عامه مردمان را به سبب این مشابهت لفظی از استغراغ در لذات حیوانی و شیطانی به عالم لطیف لذات حقیقی و آسمانی منتقل کند و وجه استفاده از شراب این است که چون شخص با نوشیدن این شراب مجازی غم ها و مصائب غیر قابل تحمل زندگی را به طور موقت از یاد می برد، مکتب عرفان معجونی لذّتبخش تر عرضه می کند و آن شراب معرفت الهی و شهد شهود جمال ازلی است که چنان وجد و مستی و قدرت و شجاعتی می آفریند که زنگ غم و اندوه عالم را به کلی برای همیشه از صفحه دل پاک می کند.

در پایان مقاله هم چند رباعی از حکیم عمر خیام آمده که با شرح زیبای «آسانا ویو کاناندا» همراه است و ما در پایان همین مقال یکی از آنها را ذکر می کنیم:

خورشید کمند صبح بر بام افکند
کیخـسرو روز باده در جام افکند
می خور که منادی سحرگه خیزان
آوازه« اشـربـو» در ایـام افـکند


ترجمه فیتز جرالد:

هان بیدار شو، زیرا که صبح سنگی در جام شب افکند و ستارگان هریک به سویی گریختند و آن صیاد مشرق بلندای کاخ سلطان را با کمندی از نور در ربود.

شرح حکیم ویو کاناندا:

بیدار شو و سر از خواب بیخبری و جهل بردار. زیرا سپیده دم حکمت و خرد سر برآورده است، برخیز و سنگ ریاضت در جام تیره جهل انداز و انوار رنگ باخته ستارگان را که مظهر امیال و هوسهای بی شمار دنیوی است گریزان ساز و بنگر حکمت مشرق را و تماشا کن آن صیاد حقیقت و آن ویرانگر فریبها و برهمزن اوهام را که چگونه کاخ سلطان روح را با کمندی از نور، در ربوده است.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد