English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام و رساله فلسفی «الکون و التکلیف»

خیام در انتخاب نام و عنوان «الکون و التکلیف» برای رسالة فلسفی خود، نشان می‌دهد که علاوه بر مسئله مهم «چه می‌توانیم بدانیم» مسئلة بنیادی «چه باید انجام دهیم» نیز از اهمیت ویژه برخوردار است به همان اندازه که عقل نظری در گشوده بودن هستی انسان به روی عالم دخیل است، عقل عملی نیز در نحو زندگی و چگونگی سلوک او در این جهان نقش ایفا می‌کند. دو کلمة «الکون و التکلیف» که نام و عنوان رساله فسلفی خیام را تشکیل می‌دهند، به عقل نظری و عقل عملی اشاره دارند و معنی زندگی انسان نیز به نظر و عمل بستگی پیدا می‌کند زندگی بشر جز نظر و عمل چیز دیگری نیست و در جایی که نظر و عمل هماهنگی نداشته باشند، هرگز نمی‌توان از زندگی درست و معقول انسان سخن به میان آورد. عمل بدون نظر، زندگی انسان را نمی‌سازد، چنانکه نظر بدون عمل نیز در حد یک فرضیه باقی می‌ماند و در معنی بخشیدن به آنچه زندگی این جهانی خوانده می‌شود، نقش ایفا نمی‌کند.

خیام یک فرضیه‌پرداز نیست و به هماهنگی میان نظر و عمل و ضرورت آن در زندگی انسان سخت باور دارد او به موقعیت زندگی که فقط با صدق و راستی شکل می‌گیرد می اندیشد و با هر گونه کج روی و ریاکاری که از ناهماهنگی میان ظاهر و باطن یا نظر و عمل ناشی می‌شود، سرستیز و ناسازگاری دارد. خیام بدانگونه که می اندیشد سخن می‌گوید و به صادق بودن در اندیشه که درست اندیشیدن را نیز همیشه به دنبال می‌آورد، ایمان راسخ دارد کسی که صادقانه می اندیشد، صادقانه نیز سخن می‌گوید و از صدق در اندیشه و سخن درستی کردار و صحت عمل نیز پدیدار می‌گردد. سخن از اندیشه سرچشمه می‌گیرد و کلام قالب تفکر به شمار می‌آید. اکنون اگر کردار نیز با گفتار هماهنگ باشد، زندگی راستین انسان شکل می‌گیرد و معنی آن آشکار می‌شود کج‌روی‌ها و بدی‌ها و هر گونه پلشتی در زندگی اجتماعی از پیامدهای ناراستی و ناهماهنگی میان اندیشه و سخن یا گفتار و کردار است.

خیام که با فرهنگ کهن ایران زمین نیز پیوستگی دارد، با هماهنگی میان ظاهر و باطن پیوند ناگسستنی بسته، همواره می کوشد جز بدانگونه که می اندیشد به سبک و اسلوب دیگری سخن نگوید.

حکیم نیشابور از شجاعت و جرأت اندیشیدن برخوردار است و کسی که جرأت فهمیدن دارد از طوفان حوادث نمی هراسد. او سقراط‌وار در برابر وزیدن بادهای تند ایستادگی می‌کند و برای احتراز از بادهای مخالف، خود را در پشت دیوار پنهان نمی‌کند جرأت فهمیدن و شجاعت داشتن برای ادراک موجب شده بود که خیام خود را در یک نحله خاص فلسفی و یک مقولة کلامی مقید و محبوس نسازد. او به گونه‌ای آزاد اندیش است که آزاد اندیش را نیز به عنوان یک مقوله یا یک نحله خاص بر نمی گزیند. بنابراین نمی‌توان او را براساس اصطلاح امروز یک ساختار شکن به شمار آورد.

صادق بودن و شفافیت اندیشه آن‌چنان در زندگی خیام ظاهر و جلوه‌گر است که برخی اشخاص، او را در زمرة صوفیان ملامتی قرار داده‌اند. البته این اشخاص کسانی هستند که در رباعیات خیام مضامین عرفانی می‌بینند تردیدی نمی‌توان داشت که شیوه زندگی و برخی از آراء و اندیشه‌های خیام با آنچه طریقه و راه و رسم صوفیان ملامتی خوانده می‌شود، نزدیک است مضامین عرفانی نیز در رباعیات و برخی از آثار دیگر او به هیچ وجه اندک نیست. با این همه هرگز نمی‌توان ادعا کرد که او به فرقه‌ای وابستگی داشته و از یک پیر یا مرشدی دستور می‌گرفته است آزادی اندیشه و صداقت در گفتار و کردار موجب شده بود که او بتواند در راه حقیقت گام بردارد و به اخوان صفا و سالکان طریقت نزدیک گردد و همانند آنان شناخته شود.

به هیچ وجه گزاف نیست اگر ادعا کنیم که حکیم عمر خیام، در طرز تفکر و راه و رسم زندگی خود بیش از هر شخص دیگری به سقراط شباهت دارد، زیرا او نیز همانند سقراط فضیلت را در علم و معرفت عقلانی می‌داند و به معرفت نفس و خودشناسی بیش از هر چیز دیگری توجه می‌نماید. جمله معروفی که سقراط در معبد دلفی به عنوان یک اصل عمده و اساسی مطرح کرد این بود که گفت: «خودت را بشناس»!

در این طرز تفکر انسان آبستن حقیقت است و رسیدن به حقیقت، در واقع آگاهی پیدا کردن به چیزی است که انسان خود حامل آن شناخته می‌شود برای این‌ که انسان بتواند حقیقت را از ضمیر خود بیرون آورد و آن را آشکار سازد، به یک کوشش سخت و توان فرسا نیازمند است به گونه‌ای که می‌توان این کوشش سخت را با درد زایمان قابل مقایسه دانست. وقتی که کوشش سخت و مشکل سخن گفته می‌شود منظور این است که فکر انسان همواره و بطور ذاتی در محاوره و گفتگو بسر می‌برد و در سیر و سلوک ذهنی لحظه‌ای درنگ نمی‌کند محاوره دایمی فکر به گونه‌ای است که انسان حتی در حال تنهایی و خلوت خود نیز با خویش به گفتگو می‌پردازد.


منبع:
هستی و مستی به روایت حکیم دکتر دینانی، ص 35 - 37
 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد