English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

نوروز در شعر و انديشه خيام

نویسنده: علیرضا شریفی

نوروز خجسته:
نوروز، جشني باشکوه براي دل هاست. جشني براي شادماني و براي زنده شدن دل‌ها؛ در اين هنگام، موجي از شادي برمي‌خيزد و همه جا را فرا مي‌گيرد. نمي‌توان گفت سرچشمه‌ی اين موج کجاست؛ همين هست که مردم به تکاپو مي‌افتند و شهرها و روستاها تکان مي‌خورند و بيدار مي‌شوند.
 
گويي، جان تازه‌اي در کالبد زندگي دميده مي‌شود، کودکان شادتر از هميشه‌اند و مادران در انديشه شادي‌بخشي بيش‌تر؛ پدران هم اگر شرمنده نباشند، بسيار سرخوش‌اند.
 
نوروز، پيوند دوباره با طبيعت، زندگي، تاريخ و با آن کساني است که قرن‌ها و قرن‌ها در اين سرزمين زيسته‌اند. در نوروز، حسي انساني وجود دارد، حسي به شدت انساني و همين خصلت است که آن را، تا به اين اندازه از ديگر مراسم متمايز مي‌کند؛ در نوروز «تفاوت‌ها» از ميان مي‌روند و «همه با هر رنگ و نشان» (فارس، ترک، کرد، بلوچ، ترکمن و ...) فارغ از قوميت، زبان و گرايش‌هاي فرقه‌اي به يک ويژگي مشترک مي‌رسند و هويتي يگانه پيدا مي‌کنند. اين عيد را همه ايرانيان گرامي مي‌دارند و کم هستند آن‌هايي که آن را دوست نداشته باشند.
 
نوروز، ساز و کاري است براي ارج نهادن به زندگي، براي اجتماعي شدن و براي احراز هويت. از اين رو نوروز، مايه‌ی مباهات و باعث افتخار است. مي‌توان پرسيد که کدام آيين و رسم است که اين گونه بتواند در افراد پويايي و تحرک ايجاد کند و به آن‌ها اميد بدهد.
 
نوروز هميشه پيروز، نمودي از فرهنگ کهن ماست و اگر از ما بپرسند که شما با اين سابقه ديرينه و با اين پيشينه تاريخي، چه داريد ما به طور مشخص مي‌توانيم به نوروز اشاره کنيم. به نوروزي که در دل خود، آيين‌هاي ديگري دارد و هر يک از ديگري زيباتر است. گذشته از اينها نوروز زباني جهاني دارد. به اين معنا که اگر درباره‌ی آن سخن بگوييم، همه‌ی مردم جهان مي‌توانند آن را بفهمند. يک سرخ پوست يا يک تبتي، احساس ما را درک ميکند و مي‌تواند با ما هم‌دلي داشته باشد.
 

نوروزنامه:
نوروز، در فرهنگ مکتوب ما نيز جايگاه ويژه‌اي دارد و شايد يکي از بارزترين کارها در اين باره، «نوروزنامه» حکيم عمر خيام باشد. البته نوروزنامه منسوب به خيام است؛ در عين حال بايد به خاطر داشت که اين کتاب در هر صورت به دست کسي نوشته شده که دانش فراوان داشته است، «مجتبي مينوي» پژوهشگر نام آشناي ادبيات، که به سخت‌گيري مشهور است اين رساله را از «خيام» مي‌داند و در معرفي آن مي‌نويسد: «نوروزنامه، رساله‌اي است در بيان سبب وضع جشن نوروز و کشف حقيقت آن و اين که کدام پادشاه آن را نهاده و چرا آن را بزرگ داشته‌اند.»
 
مينوي سپس مي‌نويسد: «نويسنده، جشن نوروز را که يکي از رسوم ملي ايران است، موضوع رساله خويش قرار داده و بنابراين، بايد گفت به مليت ايران علاقه‌مند بوده است؛ خاصه وقتي مي‌بينيم به اصرار زياد مراعات و حفظ اين جشن را حتي بر اقوام ترک و روم نيز واجب مي‌شمارد.» اين پژوهشگر، در معرفي بيش‌تر نوروزنامه مي‌نويسد: «مولف از شاهان اساطيري و تاريخي ايران تا زمان يزدگرد شهريار بسيار ياد مي‌کند و پيشه‌ها و رسوم و فنوني را که ايشان نهاده‌اند مطابق با رواياتي که در شهنامه‌ها آورده‌اند، نقل مي‌کند؛ چنان که گويي به خواندن شاهنامه فردوسي مداومت داشته است.»
 
مينوي، سپس دلايل خود را مبني بر اين که نوروزنامه متعلق به خيام است بيان مي‌کند. اما اگر با وجود همه‌ی دلايل و شواهد، ما نوروزنامه را از خيام ندانيم، باز هم چيزي از سهم خيام در زمينه نوروز کم نمي‌شود؛ چون تقويم جلالي را که او و همکارانش پديد آوردند، دقيق‌ترين تقويم جهان بوده و هست و از اين نظر کاري فوق‌العاده است.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد