English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

آناتول فرانس‏ مقایسه با خیام و حافظ

نویسنده: ضیاء قهاری
مجله دانش مرداد 1328،  شماره 5، از صفحه 270 تا 275
 
نمی‏ دانم چرا وقتی سخن از استاد ادب آناتول فرانس به میان می آید خودم را در دنیایی‏ می‏ بینم که فوق این آسمان و زمین و مردمان زمینگیر واقع گردیده و از اوج فلک به جنب و جوش و حرکات کودکانه و بی‏ اراده مردمان می‏ نگرم و گاهی من هم مجبور می‏ شوم که از آن‏ دانشمند بزرگ متابعت کرده لبخندی بزنم و بر بهت و سرگردانی جهانیان تأسف خورم. نه تنها در من چنین افکاری ایجاد می‏ شود بلکه هرکس که با این مرد جهان‏بین آشنائی‏ داشته و نوشته‏ های او را مطالعه کرده باشد نمی‏ تواند به دنبال بلند پروازی های او نرود و آفاق‏ و انفس را همچنانکه او سیر می کرده است به چشم دیگری نبیند. آناتول فرانس در کتاب های خود ما را به حال خود وا نمی ‏گذارد که به گوشه‏ ای بنشینیم و او هرجا می خواهد برود و افکار بلند خود را در آسمان به دست هوا دهد. بلکه افکار او صورت انسانهای گونا‏گونی به خود می دهند و دست ما را می گیرند و به هرکجا که می روند با خود می برند. هرجا که آنها باشند ما هم خواهیم بود و در عالمی که سیر کنند ما نیز همدم اسرار آنها خواهیم شد.
 
آن هائی که آثار آناتول فرانس‏ را مطالعه کرده ‏اند راز این معنی را به خوبی می‏ فهمند و می دانند که او نه به خُشکی فلاسفه بر عقیده خود پا بر جا است نه همچون بیشتر نویسندگان سطحی می‏ اندیشد. با خواندن نوشته‏ های‏ او پیوسته در دنیائی از افکار طولانی که همیشه در سیر خود باهم برخورد می کنند فرو میرویم‏ و مبهوت می‏گردیم به طوریکه ناچار همچون خود استاد به همه چیز بدبین می‏ شویم. بهتر آنست‏ که عقاید او را یک به یک توضیح دهم تا بر خوانندگان راز این مسئله آشکار گردد. از آنجا که‏ بین آناتول فرانس و دو شاعر فیلسوف ما خیام و حافظ تشابه فکری موجود است و ایرانیان‏ هم بیشتر به افکار این دو شاعر بزرگ آشنائی دارند کوشش می کنم برای روشن ساختن عقاید و روحیات آناتول فرانس قسمتی از آن وجوه تشابه را یادآور شوم.
 

شرح‏ حال و آثار:
به سال 1844 روز شانزدهم آوریل در کلبه کوچکی از ساحل رود سن بنام‏ مالا کودکی بدنیا آمد. پدر این کودک فرانسوا تیبو که در کنار همان رودخانه کتابفروشی‏ می کرد نام این کودک را آناتول تیبو گذاشت اما چون همکاران و دوستان، پدرش را فرانس‏ می خواندند آناتول در بزرگی همان نام را برای خود برگزید و آناتول فرانس نامیده شد. آناتول فرانس در میان کتاب بزرگ شد. زمانی که دانشمندان و ادبا چنانکه معمول است در کتابخانه پدرش به مباحثه می‏ پرداختند و در باب عقاید مختلف یا مواضع گوناگون علم و هنر با هم بحث می‏ کردند آناتول فرانس هم از همان اوان کودکی به سخنان آن گوش فرا می داد و آن گفته‏ ها را به گوش‏ جان می سپرد. چون صفحه خاطرات کودکان و نوباوگان هنوز به تأثرات و افکار گوناگون آلوده‏ نگردیده است هر اثر کوچکی که از عالم خارج بر آن تأثیر کند و در مغزشان مؤثر واقع‏ شود همچون اختر درخشانی در ضمیر آنها خودنمائی می کند و اثری پایا و بادوام می گذارد. از همین ‏رو است که خاطرات کودکی را انسان بهتر می‏تواند بیاد بیاورد و همیشه در مقابل‏ نظر مجسم بدارد. آناتول فرانس نیز از این نعمت کودکی برخوردار بوده و همان دقایقی را که‏ در کتابخانه پدری در خدمت دانشمندان و محققین شهری بزرگ چون پاریس می‏گذرانده است‏ همیشه به یاد داشته و پیوسته در آن گفته‏ ها تدقیق میکرده. چنانکه این مسئله به خوبی از مطالعه کتابهای او آشکار می‏گردد. از همین‏ جا کتاب و مطالعه آن تأثیر بسیار زیادی در ذهن او باقی گذارده است بطوری که بعدها سر و کار او تنها با کتاب بود و هر کتابی را که می‏ یافت‏ سر به درون آن می‏ برد و تا جزئیات آن را در نمی‏ یافت آسوده نمی شد. از کودکی آناتول فرانس‏ عشق به کتاب و مطالعه آن را در خود پرورد و تا بزرگ شد بزرگترین شخص مطالعه کننده ‏ای‏ گردید که بر همه چیز آگاهی داشت، مباحثه با دانشمندان هم اثر بزرگی در روحیات این نویسنده عالی قدر گذارد و پایه فکر او را به حدی بالا برد که بر همه چیز شک و تردید روا داشت.
 
دوران کودکی او همچنان که در «کتاب دوست من» اشارت رفته است در مکتب ‏خانه‏ ای‏ کوچک نزد معلم ه‏ای جوان گذشت و پس از آن در مدرسه استانیسلاس به تحصیل علم پرداخت سپس‏ لیسانسیه در حقوق گردید. به کار روزنامه ‏نویسی زیاد اشتغال ورزید. مدتی سردبیر روزنامه شاسور ببلیوگرافیک بود و تحت عنوان مطالعه کتاب مقالاتی نگاشت و بعدها هم یک سلسله‏ مقالات در روزنامه «تان» منتشر ساخت که آنها را در چهار مجلد به نام «حیات ادبی» گرد آورده‏ اند. این مقالات سودمند نقد ادبی در باب نویسندگان گذشته و معاصر آناتول‏ فرانس می‏باشد. در بیست و چهار سالگی دو کتاب شعر به نام «عروسی های کرنتین» و «اشعار طلائی» سروده است. «جنایات سیلوستر بونار» که آنرا در سن 37 سالگی منتشر ساخت‏ بسیار باعث شهرت او گردید و از آن پس قریب 34 کتاب دیگر نگاشت که هریک به سهم‏ خود شاهکاری می باشد از جمله تائیس: عصیان فرشتگان، عقاید موسیو ژزم کواتنار، زنبق‏ سرخ، خدایان تشنه ‏اند و کتاب دوست من اهمیتی به سزا دارند. در سن پنجاه و دو سالگی به‏ عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد و در اواخر عمر ریاست آکادکی را حائز گردید و به علاوه‏ به مناسبت فکر بلندی که در تمام آثارش منعکس ساخته بود هیئت جایزه ‏دهندگان نوبل او را برای دریافت آن جایزه به سوئد دعوت کردند و جایزه بزرگ ادبی را تقدیمش نمودند. آناتول‏ فرانس پس از سفرهای چندی که از آن جمله به امریکای جنوبی و ایتالیا کرد در آغاز نخستین‏ جنگ بین‏ الملل در سال 1914 از پاریس مولد اصلی به شهر تور رفت و آخرین سالهای عمر را در بشلری Bechellerie گذرانید و عاقبت در هشتاد سالگی به سال 1924 در همان شهر زندگانی را بدرود گفت. جسد او را به پاریس انتقال دادند و از طرف دولت فرانسه با مراسم عزای‏ ملی و شکوه و جلالی عظیم که در آن نمایندگان دولتهای خارجی نیز شرکت کرده بودند به خاک سپردند، بزرگانی چند در باب مقام بلند او سخنرانی کردند از جمله رئیس مجلس شورای پن لووه گفت هر صاحب‏نظری از این خبر وحشت ‏انگیز بر خود لرزید. بلندی پایه فکر او به حدی‏ بود که سطح دانائی بشر در شب مرگش فرود آمد.     
 


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد