English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

ذکر چند سنه از تاریخ کبیر جعفری

نویسنده : فتح الله مجتبائی
مجله یغما، آذر 1341،  شماره 173 ، (از صفحه 415 تا 418)
 
از جعفر بن محمد بن حسن جعفری (قرن نهم هجری) صاحب تاریخ یزد (که به سعی آقای‏ ایرج افشار در سلسلهء انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال 1338 انتشار یافت) کتابی در دست است به نام «تاریخ کبیر» که «از ابتدای آفرینش عالم و آدم و طبقات اولاد و از سلاطین و انبیاء و اولیاء و شعراء و حکماء و مشاهیر از عجم و.....تا زمان پیغمبر...» را شامل می‏گردد.
 
خوشبختانه قسمتی از این کتاب که به شرح مختصری از احوال شعرا و حکما و عرفا اختصاص‏ وارد در فرهنگ ایران زمین (دفتر 2 و 3، جلد 6، 1337) طبع و نشر شده است. این بخش را شاید بتوان از مهمترین بخشهای تاریخ کبیر شمرد زیرا از لحاظ تذکره نویسی بر کتاب دولتشاه مقدم‏ است خاصه آنکه به ذکر تاریخ وفات شعرا و حکما و مشاهیر توجه کامل داشته است و از این حیث‏ بسیار مفید تواند بود.
 
اکنون بعضی از سنوائی را که مؤلف این کتاب در تاریخ وفات شعرا آورده است در اینجا مورد بحث قرار می‏دهیم و با اقوال سایر تذکره نویسان می‏سنجیم.
 
نخستین شاعری که در اینجا ذکرش آمده است ناصر خسرو است و دربارهء او چنین می‏گوید: «...حکیم زمان خود بود و مشبعهء عالی بود و دیوان شعر نیکو دارد و روشنائی نامه کتابی‏ به نظم آورده و با اصحاب بو حنیفه او را بحث شد و قصد او کردند. او به یمکان بدخشان رفت و در کوه یمکان غاری بود بدان غار مسکن کرد و بسر گین گاو نردبانی راست کرده بود آتش برد و بسوخت و خود بدان غار بماند. قریب هیجده سال در آن مقام بود و کس ندانست که او چه‏ می‏خورد. وفات او در سال ثمان و خمسین و اربعمائه بود.»
 
در تاریخ وفات ناصر خسرو اقوال مختلف آورده‏اند دولتشاه 431 حاجی خلیفه در کشف‏ الظنون 431 و در تقویم التواریخ 481 و هدایت در مجمع الصفحا 434 و در مقدمهء نسخهء خطی‏ دیوان ناصر 471 نوشته است و نیز در رساله ‏ای به نام «رساله تاریخ وفات ابو معین حکیم سید ناصر خسرو علوی» که بدست «ایوانف» رسیده است و ظاهرا روایت دیگری است از همان سرگذشت مجهول  سال مرگ ناصر 498 است‏. البته در این سرگذشت مجهول که در هفت اقلیم و خلاصة الاشعار و آتشکده صورتهای مختلف آن آمده است هیچگونه ذکری از سال وفات ناصر خسرو نرفته و فقط روز و ماه (روز جمعه،ماه ربیع الاول) گفته شد که اتفاقا با ضبط رسالهء متعلق به «ایوانف» موافق‏ است (روز جمعه هشتم ربیع الاول سنهء ثمان و تسعین و اربعائه).
 
ظن آقای ایوانف بر آنست که مطالب این رساله و اساس سر گذشت مجهول هر دو بر یک مأخذ مبتنی می‏باشند، و این شاید از حقیقت دور نباشد، لکن تا نسخهء معتبری از این رساله بدست نیاید در این باب حکم قطعی نمی‏توان کرد.
 
از تاریخهای فوق سنوات 341 و 434 بی‏ گفتگو خطاست و سنة مذکور در رسالهء ایوانف‏ نیز مردود است زیرا در کتاب بیان الادیان که به سال 485 تألیف شده از ناصر خسرو چنین یاد می‏کند: «الناصریه اصحال ناصر خسرو و او ملعونی عظیم بوده است و صاحب تصانیف.»  و عبارت‏ «بوده است» دلیل آنست که ناصر قبل از تألیف این کتاب در گذشته بوده. پس باید بین 458 (تاریخ‏ کبیر جعفری) و 472 (ایضا تاریخ کبیر با در نظر گرفتن مدت 18 سال که جعفری اقامت ناصر را در یمکان دانستهء به فرض آنکه ناصر پس از مراجعت در 444 پس از چند ماه توقف در خراسان به یمکان پناهنده شده باشد)  و 481 تقویم التواریخ یکی را انتخاب کرد.
 
تواریخی که دربارهء حیات ناصر خسرو از دیوان اشعار و پاره‏ای از آثار او بدست می‏آید و قابل‏ اعتماد است اینهاست: 394 (سال ولادت)، 437 (تغییر حال و آغاز سفر)، سالهای میان 437 و 444 (که در سفرنامه به آنها اشاره می‏کند)، از 444 تا 456 (اشاراتی که در دیوان به سنین‏ عمر خود کرده و بیشترین آنها شصت و دو شصت و اند سالگی است) 3 و 453 (تألیف زاد المسافرین).
 
اگر چنانکه تا کنون (پس از تحقیق پردازش آقای تقی زاده) معمول بوده است وفات ناصر خسرو را به سال 481 بدانیم سالهای عمر وی 87 می‏شود و این مشکل پیش می‏آید که در دیوان به‏ سنین هفتاد و هشتاد خویش هیچ اشاره‏ای نکرده و از هیچیک از آثارش نیز نکته‏ای که به تحقیق و بی‏گفتگو بدین امر دلالت کند بر نمی‏آید در صورتی که شصت و اند سالگی وی بیش از پانزده بار صریحا در دیوان ذکر شده است و آقای تقی زاده در صفحه «مذ» از مقدمه خود نوشته اند: «...بطور کلی قرائن داخلی و خارجی احوال ناصر و تاریخ عهد وی مؤید صحت روایت راجع به تاریخ‏ وفات (481) نیست و بلکه موجب استبعاد است و هیچ قرینهء قوی برای زندگی او بعد از سنهء 460 با منتها 470 نیست لکن با نبودن روایت و سند دیگری در دست بر خلاف آن رد روایت موجود مشکل است و در مقابل نص منقول جز اظهار شک و تأمل حکم دیگری نتوانیم داد.»


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد