English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام و گراز

در حکایتی از طربخانه که مورد تمسخر محیط طباطبایی قرار گرفته، خیام را متمایل به شکار می یابیم. گرازی سگِ شکاری خیام را می خورد و خیام این رباعی را می سراید:

افسوس از این گرگ سگِ پر تک و تاز
کاو در رفتن به باد بودی همراز
از بس که دلش به استخوان مایل بود
شد عاقبت او نصیب دندانِ گراز


معلوم نیست اشکال به چیست؟ شکار رفتن نه خلافِ شرع است (سوره مائده، آیه 4) و نه خلافِ عُرف. اتفاقا خیام که مدتی در حاشیه دربار می زیسته ممکن است به این تفریح آشنا شده باشد و بعدا هم گاهی به آن می پرداخته است و مضمون رباعی نیز غلبه حالت اکل و ماکول بودن موجودات در عالم است که اندیشه ای است حکیمانه و منطبق با فلسفه خیام. در هیچ کتابی یا در هیچ شعر منسوب به خیام نیز نخوانده ایم که او جوکی مسلک  و بودایی منش و مخالف شکار حیوانات باشد.

منبع: « عمر خیام، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، طرح نو، 1377»

 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد