English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام‏ عارف یا کافر؟

نویسنده: دکتر محمد رضا کمالی بانیانی- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد ایذه
«مجله حافظ، اردیبهشت 1385- شماره 28»
 

گویند که دوزخی  بود عاشق و مست‏
قولی است خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا بینی بهشت را چون کف دست

 
تم اصلی رباعیات خیام، برخلاف نظرات و عقاید موجود، یک ژانر عرفانی‏ست. عرفانی که رندیت او، دلش را از صومعه می‏زند و به‏ میکده‏ی عشق می‏کشاند. صوفی، وجودش ابن الوقت است و دمی با غم به سر بردن برایش نمی‏ارزد. می‏خوردن و مست بودنش باز رهاندن خویشتن از دست کوزه‏ گر و کوزه‏ خر و کوزه‏ فروش است. باده‏ خیام توبه‏ پذیر نیست؛ حکایت آبگینه و سنگ است و لا اقل این قدرش‏ عقل و کفایت هست که زان پیش که جزءها به کل بپیوندد از هر جزوی‏ نصیب خود بستاند. اوست که شُهره‏ شَهر به بوی آب انگور است و ننگش است که ز جور چرخ برنجد و مغرور زهد خویش شود.
 
هدف این مقاله بررسی عرفان خیام است. به عبارتی دیگر اصولا آیا خیام به عرفان اعتقاد دارد؟ آیا مباحث عرفانی در مجموعه‏ ی‏ اشعارش وجود دارد؟ و برهیمن اساس مبحث فوق به بررسی‏ جلوه‏ های گوناگون عرفان در ترانه‏ های خیام می‏ پردازد.
 
مویه‏ مویه‏ های اندوه‏بار شاعر او را مبدل به مرثیه‏ خوانی کرده‏ است که قطره‏ قطره‏ های اشکش چون گدازه‏ های مذاب، دلش را سوراخ می‏کند. آری خیام که خیمه‏ های حکمت را می‏دوزد، به ناگاه‏ مقراض اجل، طناب عمرش را تهدید می‏کند و ناخلف است اگر دنیا را به جوی نفروشد. او از این غریبستان ناپاک بی‏ باک نمی‏ترسد و دلیروار همه‏ ی زنگارهای آیینه را می‏شکند.

خیام را نیز مانند اخوان‏ می‏توان شاعر لحظه‏ ها نامید که دل از لحظه ‏های ماهتاب‏ گونه‏ ی عمر بر نمی‏کند. چرا که دوست دارد قدم به قدم دل سودازده‏ اش را مسرت‏ بخشد. او با شعرهایش به راز پنهانی اندوه‏ ها و سرگشتگی‏ های انسان‏ روزگارش دست می‏یابد. این دستیابی خیام است که تصویر لحظات‏ باقی خیام را به نمایش می‏گذارد. پیام‏ها و آرزوهای امیددهنده‏ همیشه شاعران، اندیشمندان و هنرمندان را پا برجای زمینی می‏کند که‏ ریشه در همان خاک دارند اما پا برجایی و ماندن خیام بر زمین زیر پایش‏ گاه از تلاشی نومیدوار آب می‏خورد و کسی را تباور این حقیقت نیست‏ که چگونه مانده است و چگونه می‏ماند.

شاعر از پله زندگی‏ می‏گذرد. شاید بتوان گفت مراحل سلوکش را پشت سر می‏گذارد. اولین قدمش فراموشی خودی خود است. چرا که حجاب جان می‏شود غبار تنش. او به چهار راه غمگینی رسیده است که همواره چهره‏ های‏ غمگین شاعرانی چون بودلر، مایاکوفسکی و رمبو را مهمان خویش‏ داشته است. خیام واقع‏بین و واقع‏ گراست. تفاوتش با دیگر عرفا در این است که عقل را نادیده نمی‏گیرد و مدام نفیر می‏زند که:
 

اجرام که ساکنان این ایوانند
اسباب تردد خردمندانند
هان تا سر رشته‏ خرد گم نکنی‏
کانان که مدبراند، سرگردانند


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد