English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام‏ و عبور از عصر تجدد

بازتاب تفکر و اندیشه‏ های خیام‏ در آثار صادق هدایت، مهدی اخوان ثالث‏ و ایرج میرزا
نویسنده:
عبدالجبار کاکایی - « مجله شعر، پاییز 1383 - شماره 38»
 
اگر در آثار شاعران و نویسندگان عصر جدید جامعهء ایران جست‏ و جو کنیم به راحتی می‏توانیم میزان تأثیرپذیری آنها را از متفکران جامعهء پیش از عصر تجدد بسنجیم. به خصوص تأثیر چند تن از حکیمان شاعر مانند عمر خیام که موقعیت و فکری منحصر به فردی در جامعهء سنتی‏ ایران دارد.
 
جدا از نزاع چند و چون بر سر رباعیهای عمر خیام حتی اگر تنها ملاک ما برای ترسیم چهرهء او رباعیهای مندرج در مرصاد العباد یا مونس الاحرار باشد و برای موقعیت اجتماعی او قول نظامی عروضی یا صاحب کشاف یا صاحب‏ التنبیه. آنچه از اسطوره‏ای به نام عمر خیام تراویده است و در طی اعصار و قرون‏ قلم و قدم محققان را به سوی خود کشیده موقعیت ویژهء فلسفه در ایران و ثمرات عصر ابو علی سیناست.
 
عصری که در آن اهل تصوف، اسماعیلیان، حکیمان و فلاسفه، اهل سنت‏ و جماعت، امامیه و دهها فرقه و نحله زمینهء بروز و ظهور یافتند و تا پیش از عصر مغول مدارس و مکاتب و حوزه ‏های علمی و دینی و نظامیه‏ ها، مکتب ها را مجال تضارب‏ آرا و تعاطی افکار کردند. تعصب علمای دورهء سلجوقی در رد و نفی مخالفان و عصیان اسماعیلیه در قلاع الموت و گسترش حوزهء فلسفی‏ یونان در مدارس علمی ایران پیش از مغول مساعدترین بستر را برای‏ رشد جوانهء رباعیهای حکیمی فارغ بال و آزاداندیش فراهم آورد تا بی‏ توجه به‏ امور جزیی به چند و چونی حکمت‏آمیز در عرصهء الهیات و فلسفه بپردازد و آرای حکمای عصر خود را در قالب رباعیهایی ساده و بی‏ تکلف بر ذهن و زبان‏ عامهء مردم جاری کند.
 
اگرچه در دوره‏ های بعد عرفا و متصوفه سیطرهء تمام و کمالی بر ذهن و زبان جامعه داشتند که رباعیهای خیام همچنان بحث محافل فقها و مجتهدان، عرفا و اهل تصوف، امرا و حاکمان و صاحبان قدرت و حتی‏ توده‏ های جامعه بود و چنان که شاهدیم ترکیب ها و نمادها و اصطلاحات خیام‏ ذهن و زبان چهره‏ های نامدار شعر قرن هفتم و هشتم را به خود مشغول کرده‏ است:
 

عاقبت خاک گل کوزه‏گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
«حافظ»

در عصر تجدد با وجود تحول بنیانی اندیشه‏ ها و آرا به واسطهء وفور اطلاعات و معلومات باز هم پرسشها و چند و چون های خیام گریبان انسان‏ سرگشتهء اعصار را رها نکرده است و بسیاری از نادره‏ گفتاران این عصر نیز از منظر خیام به جهان نگریسته‏ اند. بر همین اساس برای روشن شدن چگونگی‏ تأثیرپذیری عصر جدید از اندیشه‏ های خیام باید دوران تجددطلبی را در ایران‏ به خوبی بشناسیم.


شعور تجددطلبی از اواسط عهد قاجاریه در بین طبقات و اقشاری از جامعه ایران آغاز شد، به طوری که حتی بستر ادبیات عامیانه مستعد پذیرش‏ این تحول واقع شد؛ اگرچه محققان حوزهء ادبیات، آغاز تجددطلبی را به‏ مقالات آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی مربوط می‏دانند.(1)
 
اگرچه آثارآقاخان کرمانی و آخوندزاده (که طی مقالات خود میراث سنتی‏ عهد صفوی را مورد انتقاد قرار دادند) حاکی از عدم شناخت کافی آنها از متون‏ کهن فارسی است، اما در ادامهء مسیر نوجویی و تحول نقد ادبی و علمی‏ هم اینان است که پیروانشان مثل تقی رفعت، جعفر خامنه‏ ای، شمس کسمایی‏ و احمد کسروی سخنان متقن و مستدل‏ تری را در نقد آرای سنتی ادبیات‏ کهن مطرح می‏ کنند.



برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد