English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

عمر خیام شاعر نبود

نویسنده: محمد رضا جلالی نائینی

عمر خیام، فیلسوف و شاعر مادی‏ گرای سده‏ هفتم هجری‏ قمری‏ است که در حوادث سهمگین و خونین تاتار (مغول) خود و به‏ ظاهر خانواده‏ اش کشته شدند و نامش در بوته‏ فراموشی و گم‏نامی افتاد.
 
رباعیات معروف خیام را این شاعر سده‏ی هفتم سروده است و نه عمر بن‏ ابراهیم خیامی نیشابوری فیلسوف متاله مشائی و دانشمند ریاضی معروف.
 
پس از سقوط دولت ساسانی، در پهنه‏ استان خراسان‏ اندک‏ اندک جمعی از طبقات اجتماع به دین اسلام گرویدند و هزاران‏ تن خود یا فرزندان خویش را به نام ابو بکر و عمر موسوم گردانیدند.
 
فردوسی طوسی در شاهنامه، در این‏ باره گفته است:
 

چو با تخت منبر برابر شود
همه نام بو بکر و عمر شود

 
خیام در لغت تازی به معنی خیمه‏ دوز و به زبان فارسی چادردوز است. از نام و نسب او چنین برمی‏ آید که تبارش به طبقه‏ پیشه‏ ور تعلق و وابستگی داشته است.
 
عمر خیام در رباعیات خود حدّ اعلای مفاهیم و معانی و مضامین‏ بلند و بکر فلسفی مادی‏گرای را به کار برده و از این ‏رو است که وی‏ را یکی از پیش‏قدمان بشماریم که در بسط علوم تجربی و نظری در دوره‏ی ایران اسلامی گام برداشته است.
 
از این‏گونه شعر در سخنان شاعران پیش از عمر خیام و بعد از او نمونه ‏های چندی موجود است.
از آن میانه در گفته‏های ناصر خسرو قبادیانی بلخی، شاعر متعصب اسماعیلی مذهب می‏ یابیم که گفته‏ است: «خدایا من چه گویم فتنه از تو است» و در استیضاح می‏ گوید:

بار خدایا اگر ز روی خدایی//‏ طینت انسان همه جمیل سرشتی‏// چهره‏ رومی و صورت حبشی را// مایه‏ خوبی چه بود و علت زشتی؟// از چه سعید اوفتاد و از چه شقی شد// زاهد محرابی و کشیش کنشتی//‏ نعمت منعم چراست دریا دریا// محنت مفلس چراست کشتی کشتی.
 
خواجه حافظ شیرازی نیز رندانه در غزلی گفته است:
 

پیر ما گفت و خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

 
در تاریخ فلاسفه‏ شرق و غرب که زیر نظر پروفسور رادها کریشنان (S.Radhakirchnan) رییس جمهور اسبق هند، تدوین‏ و تالیف گردیده، در مورد چارواک‏ها (Carvakas) آمده است:
 
«ندای چارواک‏ها، ندای طغیان، ندای اعتراض بر ضدّ خرافات و تعصبات دیرینه‏ ای بود که آزادی اندیشه را نفی کرده بود، ندای دعوتی‏ بود از بهره‏ گیری از زیبایی‏ های زندگی فارغ از اندیشه‏ بهشت و دوزخ، پرسش‏ها و تردیدهایی که چارواک‏ها در زمینه‏ی فلسفه‏ مادی مطرح کرده و مکاتب فلسفه‏ الهی را به باد انتقاد و تنگنای‏ سخت افگنده بودند».
 
برای آشنایی با اندیشه‏ی چارواک‏ها، ترجمه‏ یکی از رباعیات‏ آنان در این‏جا درج می‏ شود: «چون زنده‏ ای با شادی بزی، چون‏ هیچ کس از چشم تیز بین مرگ پنهان نخواهد ماند».
 
چارواکها لذت و رنج را از واقعیت زندگی خود می‏ پنداشتند، دم را غنیمت می‏شمردند.
 
اساس فلسفه‏ی چارواک‏ها، نظریه‏ آنان در مورد مساله‏ شناسایی‏ است. به گفته‏ معلمان اولیه‏ این مکتب، ادراک تنها وسیله‏ آگاهی بر حقیقت است. گویند: هستی در این جهان، همان‏ ماده‏ ملموس است. پس ماده‏ محسوس یا ملموس به قول آنان، همان موجود است.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد