English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام و فردوسی

نویسنده: محمد علی اسلامی ندوشن -  «مجله یغما، خرداد 1345، شماره 215، 216، 217»

در زبان ما خیّام نامدارترین سرایندهء بی‏ اعتباری دنیا شناخته شده، ستایشگر شراب و هوادار اغتنام وقت. لیکن ابیاتی که بر زبان خیّام جاری گردیده (حتی‏ اگر با رباعیات منسوب به او را نیز بر آنها بیفزائیم) باز تعداد آنها به مراتب کمتر خواهد بود از ابیاتی که در همین زمینه در سراسر شاهنامه پراکنده است. در واقع‏ سرچشمهء اصلی فکر خیّامی را در شاهنامه باید جست و بسیار طبیعی است که چنین‏ باشد زیرا کتاب فردوسی سرگذشت شاهان و پهلوانان و زیبارویانی است که از بزرگ‏ترین قدرت‏ها و نعمت‏ها برخوردار بوده‏ اند. با این همه نه قدرت و نعمت، نه جوانی و زیبائی، هیچ‏یک نتوانست آنها را از نهیب روزگار در امان نگاه دارد؛ آمدند و چند صباحی زیستند و رفتند مانند زبون‏ترین مردمان.

شاهنامه گورستان پهناور پرخروشی است که مردگان آن زنده‏ ترین مردگان‏ هستند و از این‏رو هیچ آئینهء عبرت و حکمتی درخشان‏تر از شاهنامه نیست. ما درقهرمانان این کتاب هم مرگ می‏بینیم و هم زندگی. زندگی و مرگ در وجود آنان سر بر سر هم نهاده ‏اند، با هم پیوند خورده‏ اند، یکی شده‏ اند.

همان جام جهان‏ نمائی که جمشید و کیخسرو دنیا را در آن می‏ دیدند، خود شاهنامه است. عمر نسل‏ها و قوم‏های گوناگون را در آن می‏نگریم که خیز برمی‏دارد، موج می‏زند، آنگاه فرو می‏افتد، سپس آرام می‏گیرد، آرام، مانند یک‏ «گورستان دریائی‏»...و آفتاب جاودانی فردوسی بر این دریا تابیده است و شکوه مرگ را می‏نماید که بسی پایدارتر و افزونتر از شکوه زندگی است.

گذشته از این شاهنامه خلاصه و چکیده‏ای از اندیشه‏های ایران پیش از اسلام را در خود بازگردانیده است. همین اندیشه‏ هاست که منشاء اصلی و ایرانی‏ فکر خیّامی‏ به شمار می‏رود. بطور کلّی باید گفت که اگر شاهنامه نبود عالم‏ پیش از اسلام ایران برای ما دخمه‏ وار و سرد و تاریک می‏نمود. این کتاب پلی است‏ بین ایران پیش از اسلام و ایران بعد از اسلام. بنابراین اشاره‏ ای به خمیرمایهء اندیشه‏ های خیّامی در این دوره فهم مقصود را بر ما آسان‏تر خواهد کرد.


ریشه‏ های فکر خیامی‏ در ایران دوران ساسانی:
کریستن سن معتقد است که نفوذ فکرهای یونانی و مسیحی‏ و هندی در ایران ساسانی، نوعی حالت عرفانی به اندیشهء این دوران بخشیده است. وی در کتاب خود «ایران در زمان‏ ساسانیان» عبارتهائی از بعضی رساله ‏های این دوره نقل کرده است که از آنها بوی‏ اندیشهء خیّامی می‏آید؛ از آن جمله است «غم و شادی جهان شایستهء اعتنا نیست، جهان را چون کاروانسرائی باید دانست که مردمان را بدان راهگذر افتد...هر چند توانگری مطلوب است، فقر شرافتمندانه بر ثروتمندی غیر عادلانه ترجیح دارد..»

کریستن سن می‏نویسد: «در تحت تأثیر افکار جدید (یعنی افکار مسیحی‏ و مانوی و هندی) آن خوش‏بینی نخستین که بنیان دین زردشتی و محرّک مردمان‏ به کار و کوشش بود پژمرده و گسیخته شد. میل به زهد و ترک که در فرقه‏ های ایرانی‏ مخالف آئین زردشت رواجی به سزا داشت رفته‏ رفته وارد آئین زردشتیان نیز شد و بنیان این دریافت را برانداخت‏.»

کریستن سن راجع به تعالیم زروانیان چنین می‏نویسد: «در این وقت عقیدهء زروانیان که در عهد ساسانی شیوعی یافته بود موجب شد که مردمان اعتقاد به جبر پیدا کردند و این اعتقاد به منزلهء زهری جانگزای بود که روح مزدیسنی قدیم را از پای درآورد.»  آنگاه از رساله «مینوگه خرد» این عبارت را نقل می‏کند:

«خرد آسمانی یا روح حکمت چنین فرماید: مرد هر چند صاحب عقلی قوی و دانشی‏ نیرومند باشد با قضا بر نتواند آمد؛ زیرا چون قضای محتوم مردی را سعید یا شقی‏ کرد، دانا از کار فرو ماند و نادان بد اندیشه در کار چست و چالاک گردد، کم دلان دلیر و دلیران کم دل شوند؛ مردم کوشا کاهلی گیرند و کاهلان به کوشش درآیند...»


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد