English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام، كدام است؟!

نویسنده: آزاد جعفری

به راستی خیام كیست؟ آن شاعر دائم الخمر هدونیست و لذت پرستی كه صادق هدایت معرفی می‌كند و گویا نظیرش را می‌توان در كتاب «حافظ به روایت شاملو» جست یا حكیم الهی بزرگی كه رباعیاتش چشمه‌های‌جوشان حكمت و معرفت والای اوست؟

درباره‌اش مدام این بیت را تكرار می‌كنند: «هر طایفه‌ای به من گمانی دارد / من زان خودم، هر آنچه هستم هستم» اما آیا كسی نمی‌داند او واقعاً كیست؟ آیا پندار دیگران همه گمان‌هایی باطل است؟ یا نه، خیام هم مثل حافظ و دیگر شعرای نامی ‌ایران از برخی اتهامات ظاهربینانه مبراست و هرگز نمی‌توان قرائتی این چنین پست و نازل از او داشت؟ آیا اصلاً شناخت ریشه فكری خیام مهم است یا تنها باید به هنر او توجه كنیم؟ بهاءالدین خرمشاهی كه به دلیل تحقیقات حافظ پژوهانه ارزنده‌اش و نیز مخالفت علنی‌اش با روایت شاملو از حافظ، چهره نام آشنایی در ادبیات معاصر ماست، در دفاع از خیام نیز به‌طور غیرمستقیم نوك پیكان انتقاد خود را متوجه همفكر پیشین شاملو، صادق هدایت می‌كند. این نوشتار نگاهی دارد به آن قرائت و این نقد.

صادق هدایت در یادداشت «شرح حال حكیم عمر خیام» در كمال اختصار سعی بر رد گمانه‌های مختلف در مورد شخصیت خیام دارد تا در نهایت گمانه خود را بی‌هیچ «شاید» و «گویا» و «اگر»، با جزمیت تمام اعلام كند. نخست درباره صوفی بودن خیام می‌نویسد: «هرچند خیام در رباعیات خود مضامین و الفاظ صوفی استعمال نموده اما زمینه خیالات و مستی كه دائماً نصیحت می‌كند به هیچ‌وجه مشابهتی با عقاید این طایفه ندارد» (1) و درباره طبیعی بودن او اضافه می‌كند: «در بعضی از رباعیات خود اقرار می‌كند به محدود بودن علم و ناتوانی انسان در معرفت حقیقت اشیا و اسراری كه احاطه شده‌ایم.

بالاخره منتهی می‌شود به اعتراف یك قوه مافوق‌الطبیعه كه فكر انسان در شناسایی آن به جایی نمی‌رسد یا به عبارت دیگر به كنه واجب‌الوجود نمی‌توان پی برد، پس طبیعی نامیدن خیام نیز خطا خواهد بود» و بالاخره در رد زاهد بودن خیام چنین می‌نگارد: «خیام را زاهد هم نمی‌شود گفت بلكه فیلسوفی بوده كه از اشیای ظاهر و محسوس طلب آسایش و شادی می‌كرده است. چیزی كه بیشتر ذهن خیام را به خود معطوف داشته عبارت از مسائل مهم زندگی، مرگ، قضا، جبر و اختیار بوده و هر قدر كه علوم و فلسفه و مذهب را برای حل آن مسائل به كمك طلبیده هیچ كدام او را قانع نمی‌كنند.

بنابراین یأس و ناامیدی تلخی به او دست داده كه منجر به شكاكی می‌شود. پس دارویی به از شراب نیافته و مانند «بودلر» (Baudelaire) تشكیل بهشت مصنوعی (Paradise Artificial) می‌دهد، یعنی ترجیح خواب و مستی را بر شادی‌های پستی كه یقیناً انتظار فراموشی آن را می‌داشت»!

در كتاب «ترانه‌های خیام» هدایت دیگر از این نیز فراتر می‌رود و به صراحت همه رباعیات خیام را كه موضوعشان مذهب و تصوف است، جعلی می‌شمارد و تنها 14 رباعی ویژه را سروده قطعی خود خیام عنوان می‌كند: «خیام نه تنها صوفی و مذهبی نبوده، بلكه برعكس یكی از دشمنان ترسناك این فرقه به شمار می‌آمده... از این قرار 14 رباعی مذكور سند اساسی این كتاب خواهد بود و در این صورت هر رباعی كه یك كلمه یا كنایه مشكوك و صوفی مشرب داشت نسبت آن به خیام جایز نیست.» (2)


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد