English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

واقع‏ نمایى در رباعیات خیام

منظور از واقع نمایى یا صدق (realization) آن دسته از تمهیدات و تکنیکهاى ادبى است که باعث مى‏شوند انگاره ‏اى را همچون واقعیت باور کنیم. با چنین تعبیرى بى‏ شک «واقع نمایى» حوزه پایان‏ ناپذیرى از ادبیات را در بر مى‏ گیرد که حد و مرزى براى آن متصور نیست زیرا به اعتقاد بسیارى، هنر ادبیات چیزى جز باورپذیر کردن تخیلات هنرمندانه نیست. اما آنچه که حدود و چهارچوبهاى این مفهوم را مشخص مى‏ کند، تعریف کاربردى و خاصى است که منتقدین از (واقع نمایى) دارند «مجموعه تکنیکهایى که موجب القاء پنهان باورپذیرى امور باورناپذیر می شوند.»
 
با چنین تعریفى واقع‏ نمایى چیزى شبیه حقه‏ هاى بصرى در هنر سینماست.
 
صدق یا واقع‏ نمایى یکى از کهن‏ ترین مفاهیم ادبیات است که رد پاى آن را حتى تا کتاب «عهد عتیق» و دیگر متون باستانى مى‏توان دنبال کرد ولى در واقع بیش از هر زمان با ظهور اشکال تازه ‏اى از رئالیسم - همچون رئالیسم ذهنى، رئالیسم شاعرانه، رئالیسم شهودى، رئالیسم جادوئى، رئالیسم فوق ذهنى و امثال آن - بود که به عنوان یک مبحث اساسى مورد توجه هنرمندان و منتقدین قرار گرفت، زیرا اینان مجبور بودند چیزى را القاء کنند که به طور متعارف اثبات‏ پذیر نبود و با منطق روزمره سر ستیز داشت.

گابریل گارسیا مارکز در این باره توضیح مى‏ دهد، اگر بنویسیم یک دسته فیل در آسمان پرواز مى‏ کنند کسى آن را باور نمى‏ کند. ولى اگر بنویسیم یکصد و چهل و سه فیل در آسمان ظاهر شدند مردم آن را بیشتر باور مى‏ کنند. زیرا ذهن به یکباره متوجه گزاره عجیب‏ ترى که عدد فیل ها است مى‏ شود و گزاره دوم که حضور فیل ها در آسمان است مجال آن را مى‏ یابد تا خود را در ذهن ما تثبیت کند. این یک تکنیک واقع نمایى است و نمونه‏ هاى فراوان دیگرى نیز از آن وجود دارد.
 
ادبیات کهن فارسى گنجینه غنى و پایان‏ ناپذیرى از این تکنیک هاست که در اشکال و موقعیتهاى گوناگون وجود دارند، چنانکه با استخراج آنها مى‏ توان افق هاى تازه‏ اى را به روى ادبیات معاصر گشود. رباعیات خیام یکى از ارزشمندترین این گنجینه‏ هاست که جادوى کلمات او تاثیر عمیقى بر اندیشه بشرى باقى گذاشته است.
 
از بارزترین ویژگى‏ هاى رباعیات خیام حضور شدید «مفاهیم» است؛ چنانکه در مقایسه با بسیارى از شاعران دیگر در اشعار خیام کمتر نشانى از آن بازى‏ هاى کلامى و آرایه‏ هاى ادبى مى‏بینیم. از سوى دیگر نوع مفاهیم مورد توجه خیام، اندیشه‏ هایى فلسفى و هستى‏ شناختى هستند که با خرد روزمره نزدیکى زیادى ندارند و دریافت آن به طور طبیعى باید دشوارتر از دیگر گونه‏ هاى سخن باشد ولى خیام با به کارگیرى اشکال متنوعى از (واقع نمایى) چنان حسى عمیق را به ما القاء مى‏ کند که مفاهیم مورد توجه او را چون حقیقت محض مى‏ پذیریم. در اینجا خواهیم کوشید به چند نمونه از این تمهیدات اشاره کنیم.


1- غافلگیرى (surprise)
برخى از رباعیات خیام با یک ضربه شروع مى‏ شوند. شروع غافلگیرانه یکى از تمهیداتى ست که باعث مى‏ شود آماده پذیرش مفاهیم باورناپذیر شویم، زیرا ضربه‏ اى که ناگهان وارد مى‏ شود تعادل اولیه‏ اى را که در لحظه آغازین خواندن داشته‏ ایم مغشوش مى‏ کند و به این ترتیب منطق ما در برابر گزاره‏ هاى شگفتى ‏زایى که بعد از آن خواهد آمد خلع سلاح مى‏ شود، منطق نمى‏ تواند واکنش تدافعى نشان دهد و ذهن آماده پذیرش شگفتى مى‏ شود. با شکست منطق متعارف دروازه ى ذهن به روى اندیشه‏ هاى بدیع باز مى‏ شود.
 

به چند نمونه از این آستانه‏ هاى غافلگیرانه در رباعیات خیام توجه کنید.
 
گر بر فلکم دست بدى چون یزدان
برداشتمى من این فلک را ز میان!

 
شاعر گزاره‏اى محال را بیان مى‏ کند و لحن خشم آلود آن نیز بر شدت ضربه مى‏ افزاید.
 
این کوزه چون من عاشق زارى بودست!
 
عاشق بودن کوزه گزاره شگفتى‏ زایى است که ما را براى پذیرش دیگر صفات انسانى براى اشیاء آماده مى‏ کند.

 
مشنو سخن زمانه سازآمدگان!
 
به طور کلى تمام مصراع هایى که با حالت (نفى) آغاز مى‏ شوند غافلگیرانه هستند.
 
ای آنکه نتیجه چهار و هفتى!

مصراع هایى که با (خطاب) آغاز مى‏ شوند نیز غافلگیر کننده هستند.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد