English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

تثلیث خیام، هدایت، کافکا

نویسنده: محمود امیری نیا « ماهنامه ماندگار»
 
کافکا در محاکمه در تصویری که از «یرزف.ک» و محاکمه او به ما نشان می دهد، ما را متوجه نوعی از ادبیات می کند که به آن می گویم: «ادبیات چند معنایی»، چرا که اگر فکر کنیم مثلاً این رمان نمادی است از محاکمه یک جامعه، جامعه أی که قوانینی نانوشته آن را پیش می برد، یک نوع تأویل است. تأویلی که ما را دچار شک می کند.
 

ملاقاتی با دکتر بهرام مقدادی (منتقد و مترجم):
به خانه اش که سخت خلوت است و آرام، رفته ایم. آنجا شومینه ای است خاموش، در انتظار کبریتی که بیفروزیش و گربه ای سیاه و پشم آلود که هر از گاه از دری نیمه باز تو می آید و نگاهمان می کند. به نظر می آید گربه عزیز دردانه ایست که گویی روح انسانی مراقب در آن حلول کرده یا شاید بارها چشمانی انسانی مهربان او را نوازش کرده و مراقبش بوده است. می پرسم: «مثل اینکه شما به حیوانات علاقه خاصی دارید؟» با تردید نگاهم می کند و می گوید:
 
«خوب، شاید دلیلش این باشد که آنها هیچ وقت دروغ نمی گن. صادق اند بخشی از علاقه من به صادق هدایت هم همینه، چون او هم به حیوانات علاقه زیادی نشون می داد.»
 
وقتی سؤال هایم را در باب ترجمه آغاز کردم، همان جا فهمیدم، او کسی نیست که با سؤال های قراردادی و از پیش تعیین شده روزنامه نگارها، خودش را گم کند. به نوعی رهاتر از آن بود که بشود نوع افروختنش را تعیین کرد و تأثیر چنین نگرشی دست کم این می توانست باشد که او دلیل زندگی فردی خودش را در انضباطی وسواس گونه و دقیق «جستن، یافتن و به اختیار برگزیدن» دانسته است.

وی ادبیات انگلیسی را درس می دهد، اما به خاطر این چارچوبی که برایش تعیین شده است، حاضر نیست کتمان کند که از نظر او به جز آثار جویس و فاکنر در ادبیات انگلیسی، فضایی عمیق و فلسفی که دارای فرایند چند معنایی باشد، نمی توان یافت. اما می توان به دیگران یاد داد که چطور می توانند ادبیات را آن طور بخوانند که به تحلیلی فرا داستانی (METFICTION) دست یابند که از نظر او ادبیات راستین چنین فضایی می طلبد، وقتی او را آن طور می بینم که همه چیز را در نوعی شعور آگاه به زبان، روایت و متن تحلیل می کند، با فضای او هماهنگ می شوم تا دست کم این شعله های آزاد مرا گرما دهد. فضای او یک مثلث است. مثلثی که رأس آن را خیام ساخته و دو رأس دیگرش را هدایت و کافکا. به نوعی او این تثلیث را جدا از تعبیرهای تک معنایی می داند و می گوید:
 
«کافکا در محاکمه در تصویری که از «یرزف.ک» و محاکمه او به ما نشان می دهد، ما را متوجه نوعی از ادبیات می کند که به آن می گویم: «ادبیات چند معنایی»، چرا که اگر فکر کنیم مثلاً این رمان نمادی است از محاکمه یک جامعه، جامعه أی که قوانینی نانوشته آن را پیش می برد، یک نوع تأویل است. تأویلی که ما را دچار شک می کند.

اینکه آیا کافکا خواسته است بگوید واقعاً به این دلیل «یوزف.ک» محاکمه می شود که جامعه، او را هم شکل دیگران نمی بیند؟ یعنی مانند سوسیس های یکسانی نیست که این کارخانه تولید می کند؟ و یا از جنبه روانشناختی، ناخود آگاه جمعی هست که ما داریم با آن خود را محاکمه می کنیم و احاطه ای هم به آن نداریم؟ شاید هم یک فرایند متافیزیکی است؟ و یا در رمان «قصر» کافکا، قصر به دو معنا می آید، یکی قصر و دیگری کلید. شما برای آنکه به قصر برسید باید قفل هایی را باز کنید و از کانال هایی بگذرید. و در هر دو رمان، هر جزء داستان جزء دیگر را نقض می کند و باعث می شود آن کلی را که بر اثر تحمیل کرده ایم، از هم فرو بپاشد.

مثلاً گاهی گمان می کنیم، دادگاه در رمان«محاکمه»، مظهر یک نیروی ماوراء الطبیعی است که فرد بر آن تسلطی ندارد و گاهی هم می اندیشیم دادگاه، مظهر غرایزی است که شخص اسیر آنهاست. بنابر این، توازن میان ماهیت چند معنایی بودن این متون و فرایند توهمی که در ذهن خواننده ایجاد می کند، ضمن اینکه با هم متناقضند، امکان دارد به یک معنای واحد و در برگیرنده (Gestolt) راه یابد و این وظیفه خواننده است که میان توهمی که متن برانگیخته و توهم خود، توازن ایجاد کند. این فرایند پر ابهام و پیچیده باعث می شود جای خالی در روایت وجود داشته باشد که خواننده با تفکر و اندیشه آن را پر کند


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد