English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

از خیام تا حافظ ، تأثیر فکری و ادبی خیام در شاعران پس از او

نویسنده: رحمان مشتاق مهر

اگرچه شمار رباعیات خیام تا امروز دقیقا معلوم‌ نشده است و از رباعیات مسلم او، تعداد اندکی در دست است، در تأثیر و نفوذ این رباعیات در ادبیات‌ فارسی متأخر بر آن‌ها تردیدی نیست.

یکی از دلایل اصلی روزافزونی شمار رباعی‌های‌ منسوب به خیام، تأثیر سبک و قالب ادبی رباعیات و مهم‌تر از آن، فلسفه و جهان‌نگری سرایندهء آن‌ها در اندیشمندان و شاعران و حتی مردم عادی روزگاران بعد است.

تأثیر خیام در شعر فارسی دوره‌های بدآنچنان‌ عمیق و پردامنه بوده است که محققان را به وضع‌ اصطلاحی برای تعیین حدود آن واداشته است: «ادبیات‌ خیامی»، «مضامین خیامی» و اصطلاحات مشابه آن به‌ اشعاری اطلاق می‌شد که از جهت فکری و نحوهء نگرش به کار و بار هستی و تلقی حکیمانه از زندگی شدیدا تحت تأثیر افکار فلسفی و شیوهء ادبی حاکم بر معدود رباعیات منسوب به خیام سروده شده‌اند.

حوزهء تأثیر و قلمرو نفوذ خیام را در ادبیات‌ فارسی بعد از وی از جهات گوناگونی می‌توان بررسی‌ کرد:

الف-تأثیر او در شکل‌گیری و گسترش رباعی‌سرایی ضمن تأکید بر این نکته که جریان رباعی‌سرایی در دوره‌های بعد از نظر زبان سبک ادبی و فکر و محتوا تا حدود بسیاری متأثر از رباعیات خیام بوده‌ است.

ب-نقش او در رواج نوعی شعر حکمی و فلسفی‌ بدین معنی که شاعران قالب‌های دیگر شعر فارسی نیز در برخورد با زندگی و حقیقت وجود و عکس العمل‌ عاطفی در برابر واقعیت تلخ و حسرتناک کوتاهی عمر و فناپذیری آدمی و مغلوبیت ناگزیر او در پنجهء خرد کنندهء سرنوشت، ملهم و متأثر از درونمایهء فلسفی‌ رباعیات بوده‌اند و این تفکر را در شعر خود رواج‌ داده‌اند.


الف-تأثیر خیام در رواج و گسترش رباعی‌سرایی:
با اینکه سرودن رباعی در قلمرو ادبیات فارسی‌ پیش از خیام سابقه داشته و در میان اندک ابیات بازیافته‌ از رودکی و هم عصران او رباعی‌های زیبا و جاافتاده‌ای‌ به چشم می‌خورد اما جریان اصلی رباعی‌سرایی با رباعیات خیام تشخص یافت و در استمرار و گسترش‌ خود نیز همچنان تحت تأثیر زبان سبک محتوای آن‌ها باقی ماند. سرعت شکل‌گیری و رواج قالب رباعی بعد از خیام به حدی بوده است که مدت زمان کوتاهی بعد از او بعضی شاعران دفترهای مستقلی از رباعیات خود ترتیب دادند و بدین‌گونه بر اهمیت آن در کنار قالب‌های دیگر شعر فارسی صحه گذاشتند؛ از جملهء این اینهاست: مختارنامه(مجموعهء رباعیات عطار) و رباعیات اوحدالدین کرمانی و رباعیات مولانا جلال الدین محمد بلخی.

همچنین از میان حکما، عده‌ای بدون اینکه اهل شعر و شاعر باشند و در قالب‌های دیگر شعر قابل‌توجهی به یادگار بگذارند، رباعی را ظرف بیان افکار فلسفی خود قرار دادند و از رباعیات خود دفتری فراهم آوردندکه به عنوان مثال‌ می‌توان از «رباعیات خواجه حکیم افضل الدین محمد مرقی کاشانی مشهور به بابا افضل» نام برد. علاوه بر این جنگ‌ها و سفینه‌هایی فراهم آمد که اهتمام‌ گردآورندگانشان بر جمع و تدوین رباعیات دیگران‌ معطوف بوده است؛کتاب گرانقدر «نزهة المجالس» از جمال خلیل شروانی در قرن هفتم که چهار هزار و سیصد و نوزده رباعی از شاعران قرن پنجم تا نیمه‌های‌ قرن هفتم از جمله سی و شش رباعی خیام را گرد آورده و به یادگار نهاده است به این نوع آثار تعلق‌ دارد.

در مروری گذرا بر رباعیات فارسی بعد از خیام تا عصر حافظ تأثیر سبک سهل و ممتنع رباعیات خیام و درونمایه‌های فلسفی آن‌ها را در این سروده‌ها به‌ وضوح درمی‌یابیم. برای تعیین حدود ابعاد این تأثیر کافی است یادآوری کنیم که شمار بسیاری از رباعیات‌ دیگران آنچنان با رباعیات خیام درآمیخته است که‌ تشخیص و تمییز آن‌ها را حتی از عهدهء خیام‌پژوهان‌ سخت‌کوش نیز خارج ساخته است و بدین‌ترتیب گردآوردن مجموعه‌ای قابل‌اعتماد از رباعیات او تا امروز به صورت یکی از دلمشغولی‌های و مشغله‌های‌ اصلی عده‌ای از خیام‌شناسان و علاقه‌مندان آثار او در آمده است.

شمار رباعیات خیام که برمبنای احصای محققان‌ خوش‌بین نیز از مرز شصت-هفتاد نمی‌گذرد بعد از سه قرن در «طربخانه» مجموعه‌ای که یار احمد بن‌ حسین رشیدی تبریزی(وفات در 768 ه.ق)فراهم‌ آورده است به پانصد و پنجاه و نه رباعی بالغ می‌شود و این البته غیر از رباعی‌هایی است که در آثار مسلم‌ شاعران به نام خود آنان ثبت شده‌اند و از لحاظ صورت و محتوا هیچ وجه تمایزی با رباعیات خیام‌ ندارند.

با نگاهی به رباعی‌های مندرج در باب‌های نهم (در مقام حیرت و سرگشتگی)، یازدهم (در آنکه سر غیب و روح نه توان گفت و نه توان شناخت)، بیست و هفتم‌ (در نومیدی و به عجز معترف شدن)، چهل و سوم (در قلندریات و خمریات) و چهل و چهارم مختارنامه (در معانیی که به گل تعلق دارد)، از تأثیر شگرف خیام‌ در همشهری و هم‌تبار عارف و صوفی مشرب خود عطار نیشابوری شگفت زده می‌شویم.

این تأثیر به حدی است که به قول مصحح دانشمند کتاب استاد شفیعی کدکنی که هم نیشابوری است و هم‌ از اندیشه فرزانگی و ذوق این دو بزرگ مایه‌ها و اندوخته‌ها دارد «بسیاری از معروف‌ترین و زیباترین‌ رباعی‌هایی که به نام خیام شهرت یافته‌اند براساس‌ نسخه‌های قدیمی این کتاب همگی از آن عطارند و انتساب آن‌ها به خیام حد اقل مربوط به دو قرن بعد از نوشته شدن نسخه‌های متن این کتاب است.»

علاوه بر رباعیاتی که بعدها به نام خیام در مجموعه‌های رباعیات او داخل شده و استاد در مقدمه‌ به آن‌ها اشاره کرده است‌ در باب‌های یاد شده رباعیاتی وجود دارد که رد پای نگرش فلسفی خیام و سبک و سیاق ادبی و سبکی رباعیات او کاملا هویداست. برای اینکه بحث از حالت انتزاعی خارج‌ شود از هر باب یک رباعی را به عنوان مثال ذکر می‌کنیم و داوری دربارهء حدود تأثیر اندیشهء خیام را بر آن‌ها به عهدهء خوانندهء ارجمند می‌گذاریم.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد