English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

رمز محبوبیت رباعیات خیام

نویسنده: بیژن باران

خیام خردگرا چون فردوسی، انسان گرا چون رودکی، اندیشمند چون رازی، جهان گرا چون بیرونی، تجریدگر چون نصیر توسی بود.

او تخیلی قوی، دانش علمی عمیق، وجدانی هوشیار، هوشی ارثی داشت. با مطالعات ژرف خود به تناقضات مابین نظریات مطرح شده در آثار و  اندیشمندان گذشته چون افلاطون، ارسطو، ابن سینا و تناقضات مابین ذهنیات گذشتگان با مشاهدات خود پی برد. لذا تا پایان عمر، تشکیک گرایی به همه نظرات سنتی، و حتی نظرات خودش، اورا مانند همتایان جهانیش در عصر نو مطرح میکند. 

 زیبایی شناسی esthetics او بررسی ارزشهای حسی، محرکه ها، داوریها، سلایق هنری را شامل می شود.  نقد نظری هنر، فرهنگ، طبیعت شاخه ای در فلسفه است که در باره دریافت، ادراک، تبیین جهان غور می کند. یکی از عوامل زیبایی شناسی خیام ایجاز او بدلیل نبود فرصت و کوتاهی عمر در تمتع زیبایی است.

او زیبایی را که با حواس 5 گانه درونی می شود ارزشگذاری کرده؛ لذت از آنرا وظیفه انسان می داند. معیارهای او جهانشمولند: زیبایی گل، موسیقی بلبل و جویبار، رنگ آمیزی فصول، جوانی،خرد،دانش انسان، گذران لحظه غروب آفتاب، کار انسان در بازار برای تبدیل مصالح به ابزار، کار طبیعت در باغ برای تبدیل گل به میوه و دانه.
 
رباعیات خیام با هنر کلامی اروتیک، خود را به ذهن خواننده معرفی می کنند تا لابلای خود، انسانگرایی و اصالت وجود را ملکه ذهن خواننده کنند. خیام در رباعیات خود محسوسات هنری را با تجریدات فلسفی می آمیزد تا به تصویرهای پلاستیکی شعر، بعد معنایی فلسفی دهد. 

رباعیات او مانند شهر فرنگ، زنجیره تصاویر زیبای دوروبر انسان است که با صدای فلسفی صاحب دستگاه، این تصاویر در متن تاریخی- فلسفی قرار می گیرند. پس خواننده می تواند هم از رنگ آمیزی طبیعت در رباعیات حظ برد؛ هم از بستر علمی فلسفی آنها به پرسش کنی و پاسخ یابی برسد.  در رباعیات مانند دیگر آثار ادبی ماندگار هیچ غرض و تعصبی به ضد دیگران از نظر ملیتی، جنسی، دینی، فرهنگی، سیاسی وجود ندارد. انسان در این گونه ادبیات آزاد، خردگرا، صلحجو، شکیبا، خلاصه دارای تمام فضایل انسانی جهانی برای تمام فصول تاریخ است.
    
در زبان انگلیسی از اروپا تا آسیا و آمریکا، رباعیات خیام را می توان محبوب ترین کتاب شعر از نظر تعداد ورژنهای چاپی دانست.  در مطالعات دانشگاهی، رباعیات با کلیات شکسپیر و انجیل عصر جدید از دیدگاه محبوبیت مقایسه می شود.  در فارسی اثر خیام بر مردم را می توان در تشریک مساعی آنها در اعیاد ملی، جشنهای سرور، تمتع از طبیعت دید.  شاید این نزدیکی دلیل نگارش نوروزنامه بوسیله خیام باشد.  مشی خیام بدور از مراکز قدرت، ثروت، منزلت می باشد- برعکس فرصت طلبان ، بادمجان دور قاپچین هایی چون منوچهری دامغانی، عنصری، عُسجُدی، فرخی که استعداد خود را به سکه های زر در مدح زورمندان تبدیل کردند؛ شاید با این کار به شاعران درجه 2 و 3 نزول کردند.

 خشایار هخامنشی فرمان به حک این سطور به زبانهای پارسی، ایلامی، بابلی در کتیبه دریاچه وان ترکیه به خط میخی داده:  

اهورامزدا که بزرگترین خدایان است ، که این زمین را آفرید و آن آسمان را آفرید ،که شادی را برای مردم آفرید.

خیام برعکس خشایار شادی را در خود مردم می بیند؛ نه آفریده ورای مردم. ولی مانند خشایار، خیام انسان را به شادی دعوت می کند، چیزی که در قرن 21م در غرب رواج دارد.


رباعیات:
خیام بطور غیر رسمی بین 100 تا 1000 رباعی نوشته؛ اکثر آنها ازبین رفته اند؛ یا با آثار دیگران قاطی شده اند. نسخه ای خطی از رباعیات خیام با 251 رباعی، 68 سال پس از مرگش بجا مانده؛ نخستین چاپ آن در 1893م در تهران به تصحیح ایرج میرزا با 453 رباعی است.

چون رباعیات او مانند اشعه ای از مرکز به پیرامون پخش می شد؛ در سفرهای طویلش مقداری از این رباعیات در شهر جدید بجا می ماند.  این رباعیها توسط حضار، ناسخان، کاتبان شهرهای مختلف (هرات، بلخ، بخارا، سمرقند، نیشاپور، ری، اصفهان) به سفارش خواستاران و بازرگانان بازتولید می شدند. از اینرو نسخه خطی با 251 رباعی می تواند تنها بخشی از رباعیات باشد که در یکی از این شهرها کتابت یافته؛ شامل رباعیات دیگر خیام در شهرهای دیگر نمی شود.

نیز خود خیام در 60 سال زندگی علمی و شاعری در فازهای فکری اعتقاد، تشکیک، دهری، الحاد قرار داشته. زیرا نسخه خطی اگر در مشهد، اصفهان، یا بلخ کتابت یافته باشد بیشک از بقیه رباعیات در شهرهای دیگر که در طول 60 سال زندگی علمی اوست بیخبر بوده. هدایت و شاملو در کتاب ترانه ها، روایتی از 125 رباعی خیام می دهند؛ این اندکی تعداد شاید بدلیلی نسخ و کتابت پخشی از رباعیات در یک شهر مثلا ری باشد که شامل رباعیات مانده در دیگر شهرها نباشد. دیگر اینکه نسخه های متاخر تعداد رباعیشان بشتر از قبلی هاست. این یا حاصل ادغام جند نسخه از شهرهای مختلف است یا تداخل با رباعیات دیگران.

در 1859 فیتزجرالد انگلیسی حدود 600 رباعی منسوب به خیام را ترجمه کرد. این کتاب در غرب غوغا بپا کرد؛ کمی بعد به زبانهای آلمانی، روسی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، عربی، ترکی، کردی، هندی، چینی، ژاپنی، و دیگر ترجمه شد.{6}

در این رباعیات دیدگاه راوی کل، حساسیت به طبیعت، نظرات فلسفی مادی، شک در اصول علوم و ادیان، دید علمی شاعرانه، تصاویر، تشابهات بصری،حسی بطور خلاقانه ای باهم تلفیق شده اند. احتمالا او 60 سال آخر زندگی خود را با نوشتن سالی 10 رباعی گذراند. این رباعیات در محافل فرهیختگان خوانده می شد. با پس و پیشی برخی واژه ها یا مخلوط شدن چند رباعی در یک رباعی، از حافظه حاضران میهمانی در خلوت خانه ی آنها، رباعیات کتابت می شد. این اشعار از دید 2 چشم تیز در سری پرند که به نظاره محیط باکنجکاوی فطری، تخیل کیهانی و تیزی هوش مشغول بوده؛ رویدادها و اشیا را در چرخه ی حیات و تاریخ با بیانی عالی ترسیم می کنند. 

باید توجه داشت که او چون هر موجود زنده ای از مراحل تکامل برخوردار بود.  این مراحل حیات با چرخه ذهنی او متناظر اند.  زیرا او، چون هر کس دیگر، در اعتقادات خانوادگی و محلی متولد شد. با تحصیلات علمی، نجومی، تجارب مطالعاتی، آزمایشی، مشاهدات اجتماعی، ادعایی رفتار قدرتمندان به دوره تشکیک در نظرات محیط حول و حوشش رسید. سپس با بحث، غور، مطالعه بیشتر به یک مادیگرای دهری تمام عیار ارتقا یافت. او زندگی را باشادی و عدالت در این جهان برای همه می خواست.  این تطور فکری در تناظر با 80 سال زندگی، بخوبی در رباعیاتش بازتابیده اند.  پس نباید رباعیات متاخر را در رد رباعیات آغازین او شاهد آورد؛ یا بر عکس. او از هر محیطی مصالح شعری را می گزیند: میهمانی، کارگاه، بازار، سفر، باغ، ارگ، برج، قلعه، ساختمانهای بلند، باران، ابر، آسمان، سیارات، ستارگان، خورشید، ماه، افلاک.

نمونه ای از خصایل والای انسانی او در 4 مقاله (نوشته در 551 هق) نظامی عروضی (485؟- 560) آمده است. در 506 هجری قمری این تاریخنویس جوان از جلسه ای نام می برد: ” در بازار برده‌فروشان بلخ، در سرای امیر بوسعد جره،.. خیام و خواجه امام مظفر اسفزاری {همکار خیام در تدوین تقویم جلالی} نزول کرده بودند و من بدان خدمت رسیدم. در میان مجلس...‍“  سال این ملاقات 39 سال پس از آغاز  کار خیام با اسفزاری، همکار منجم او، در رصدخانۀ اصفهان در 467 ه ق  است. این یک نمونه از دوستی دیرپای خیام اندیشمند است. نیز مهر او به انسان، محیط، زیبایی، زندگی در رباعیاتش از شخصیتی ملایم، با مناعت، مددکار، مداراگر حکایت می کند.


فتیشسم:
برای خیام تصویر سازی از تن نیاز به ذکر اعضای بدن دارد. عینیت دادن به تجریداتی مانند عشق، زیبایی، لذت، عدالت، جوانی در خود نیاز به نامبردن اشیا و اجزای محسوس دارد. تصویرسازی imagism در شعر برای القای مفاهیم مجرد را باید از خصایل شخصیتی شاعر جدا کرد. این تفکیک خود نیاز به جستاری دیگر دارد.

روشن است که تصویر سازی از مناسبات تنگاتنگی و عشق حول و حوش فتیشسم fetishism جنسی قرار می گیرد. این واژه از لغت لاتینی/پرتغالی feitiço برابر دروغین، مصنوعی آمده؛ بمعنی شیی ای جایگزین، یادآور اصل، پرستش یا وابستگی شدید به طلسم و ورد می باشد. 

در فرهنگ ایرانی قرون وسطا واسطه گی یک چیز 
، بین فرد و مقصد، معبود، وابستگی فرد به این شیی و ورد که نماد حضور شخص غایب است کاملا مشهود است. در 1001 شب و امیر ارسلان تارمو و ظهور جن و دیو برای رسیدن به مقصد از تخیل داغ ایرانی حکایت دارد. امامزاده اگرچه مکانی سایه دار برای استراحت مسافران راههای دور است ولی نیاز فرهنگی و روحی ایرانی را به پناه و سرپناهی در برهوت داغ و خشن اجتماع نشان می دهد. دخیل بستن به 7چنار در تهران و دعا،نفرین نمودهای پدیده ی مورد نیاز واسطه جویی/شفاعت است.

فرد بدون حقوق قانونی در جامعه به شدت متحجر مرتبت دار، در هر صعودی، 7 خوان، مرتبت، مرحله جلوی پای خود میدید. مقولاتی مانند شفاعت، درپناهی، مرحمت، لطف، "زیر سایه شما" بودن، رهین منت بزرگی بودن در فرهنگ ایرانی فراوان اند. حتی در دوران تجدد پس از انقلاب مشروطیت، راس مملکت مدیران اجرایی را نه برحسب رقابت آزاد حرفه ای مدرن بلکه بخاطر اعتماد به چاکری آنها دستچین میکرد. برای همین وابستگی به لطف همایونی، این وزیران و مدیران اکثرا بی شخصیت و ندانمکار در امور تخصصی، چاپلوس و ترسو بودند. نمونه: سفیر دولت قبلی با 4 سال تحصیل مرغداری در ایالت یوتا چندین سال سفیر ایران در ایالات متحده بود.  این شغل نیاز به دانستن قانون و جامعه شناسی بین المللی انسانهای معاصر داشت نه دان دادن خروسان، برداشتن تخم مرغان، تمیز کردن لانه های بزرک مزرعه های جوجه کشی پرندگان.

یکی دیگر از انواع شیی مورد طواف و پرستش، فتیشیسم اروتیک است که با آزادیهای فردی دوران تجدد تکامل یافته؛ تا نیازهای لطیف حسی بصری، سمعی، شیمیایی، لامسه را پاسخگو باشد. اصطلاحاتی مانند "دورت بگردم" یا "فدات بشم" با واژه طلسمی فتیشسم ارتباط دارند.  جزءگرایی یعنی توجه شدید به اجزای غیرتناسلی تن مانند لب، انگشت، مچ پا، گیسو، .. است.

این توجه در غزل حافظ و سعدی و مثنوی مولوی به وفور دیده می شود.  باید دید که فتیشیسم بخشی از فرهنگ انیرانی (تازی/ تاتاری) بوده یا بخشی از شخصیت این شاعران.  در صورت دوم، می تواند ارثی یا محیطی، نتیجه تجربه ای در کودکی باشد. 

تن پوش، پاپوش، شیی نرم یا چرمی، اجزای بدن، پر و ابریشم اقلامی هستند که بترتیب از نظر تعداد کاربران فتیشیست بکار می روند.  در قرن 20م، آلفرد بینه Binet بنیانگذار آزمون هوش، 2گانگی فتیشیسم را در عشق عرفانی مانند مرتبه اجتماعی-دینی و اوراد-ذکر و عشق پلاستیکی مانند اشیای مادی اجزا- پوشه بدن و نرمی- قلقلک تقسیم کرد.

فروید فتیشیسم در فرد را نتیجه ضربه روحی در کودکی او می داند.  گاهی این رفتار در نهایت به عارضه های مانند وسواس obsession، دیدزدن، چشم چرانی voyeurism، تعقیب از فاصله stalker می کشد.

امروزه فتیشیسم رفتاری بهنجار ، نرمال قلمداد می شود. این امر دربرگیرنده محرکه ها، آمال جنسی، کیفیتی انگیزاننده در ذهن از طریق شیی جسمی برای یادآوری خاطره ای همراه است.  عاطفه احساسی پنداری است که با ترشحات هرمونهای مربوط به احساس مورد نظر (سکس، خشم، ترس) همراه است؛ محرکه emotion احساسی رفتاری ست که هورمونها و اعصاب عضلات را به حرکت وا می دارند.

اکنون فتیشیسم را پیش-داده ای از گذشته در ذهن عاشق دانسته اند که با رویت طرف در زمان حال، بمثابه تکانه آغازین جذبه جنسی با ترشح هورمونها، ذهن عاشق را معطوف طرف حاضر می کند. مثلا در حافظه امیر ارسلان چه معیارهای بود که به محض رویت عکس فرخ لقا یک دل نه صد دل عاشق او شد.
  این معیارهای ذهنی که از کودکی او در حافظه اش قرار گرفته بودند، چه بودند و از کجا آمده بودند؟ معیارهای اخلاقی سیاووش که عشق زن پدر را بخود نپذیرفت، چه بودند؟  آثار لیریک نظامی و عرفانی مولانا را میتوان از این زاویه مداقه کرد تا دریافت که تکانه های جنسی بین زوجهای در تب عشق کدامند.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد