English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خیام را 900 ساله بدانيم یا 90ساله؟

به مناسبت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری
نویسنده:
کاووس حسن لی
 
ادبیات گذشته ما ادبیاتی افتخارآمیز و غرورانگیز است و بزرگانی همچون فردوسی، نظامی، خيام، عطار، مولوی، سعدی، حافظ و مانند آنان، هریک بر ستیغی از سخن پارسی، چنان سرافرازانه ایستاده‌اند که همواره سپاس ما را برمی‌انگیزند. اما به یاد داشته باشیم که پاسداشت ارزش‌های گذشته هرگز نباید بدین معنا باشد که ما به گذشته برگردیم، در آنجا بمانیم و اکنون خودمان را و جهان امروز خودمان را درنیابیم که زیستن در گذشته و درنیافتن امروز، بدترین نوع زیستن است.

دوم آنکه بسیاری از متون گذشته ما آغوش خود را برای خوانش‌ها و دریافت‌های گوناگون بازگذاشته‌اند و ما می‌توانیم با رویکردهای مختلف به‌سراغ این متون برویم و دریافت‌های متنوعی از آن‌ها داشته باشیم؛ دریافت‌هایی که ممکن است با مقصود شاعر و نیت مؤلف هم یکسان نباشد و البته لازم هم نیست که دریافت‌های ما بر مقصود مؤلف منطبق باشد؛ به‌ویژه آنکه پی بردن به نیت قطعی مؤلف و ادعای فهم کامل و درست آن، همواره نااستوار و خدشه‌پذیر است؛ از همین‌روست که ما می‌توانیم اشعار خیام را بخوانیم و لذت ببریم، بدون آنکه شناخت کامل و بی‌کم وکاست از شخصیت خیام داشته باشیم. اما برای آنکه به شناخت خیام نزدیک‌تر شویم، ناگزیر به بررسی تاریخ و درنگ در متون هستیم. به سخنی دیگر، غبارروبی از چهره واقعی شخصیت‌های گذشته و شناخت راستین اندیشمندان پیشین، جز با آگاهی از رویدادهای زمانه آن‌ها و آشنایی با شرایط گوناگون روزگارشان، به شایستگی سامان نمی‌یابد.

سوم اینکه سخن امروز ما، تنها به خیام شاعر مربوط می‌شود؛ خیامی که می‌دانم برخی از نویسندگان با بررسی تاریخی، به کلی هنر شاعری او را بی‌پایه و نادرست می‌دانند.

حکیم عمر خیام که به احتمال زیاد در 439قمری به دنیا آمده و در517 درگذشته است، از اندیشمندان و سخن‌سرایان برجسته ایرانی است که در سراسر جهان نام برآورده است. درخت اندیشه خیامی به‌گونه‌ای «همه‌زمانی» و «همه‌مکانی» شاخه گسترده و به بار نشسته است، اما این درخت تنومند، آن روز که نهالی تازه‌رسته بود، در زمینی و در زمانی روییدکه ویژگی‌های مخصوص به خود داشت و همان ویژگی‌ها، زمینه‌های رویش چنین درختی را فراهم آورد؛ از جمله آنکه:

در سده پنجم و اوایل سده ششم-که می‌توان آن را عصر خیام دانست-وقایع عجیب و گاهی بسیار تلخ در کشور ما جریان داشت. در نیشابور، شهر خیام و در شهرهای دیگر، فرقه‌های متعصب و زاهدمنش اشعری با شیعیان و معتزلیان اختلاف‌های شدید داشتند و حنفی‌ها و شافعی‌ها باهم درستیز بودند. خیام در مقدمه رساله «جبر و مقابله» با لحنی تلخ می‌گوید:

«دچار زمانه‌ای شده‌ایم که اهل علم از کارافتاده و جز عده کمی باقی نمانده‌اند که از فرصت برای بحث و تحقیقات علمی استفاده کنند. برعکس، حکیم‌نمایان دوره ما دست‌اندرکارند که حق را به باطل بیامیزند و جز ریا و تدلیس (معرفت‌فروشی) کاری ندارند [...]» (دشتی،برگ87).

اینکه خیام اهل علم را از بین‌رفته می‌داند، شاید نشان‌دهنده وضعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوره خیام، در مقایسه با سده‌های دوم، سوم، چهارم و اوایل سده پنجم باشد. خیام می‌دانسته است که رشد سریع و چشمگیر علوم گوناگون، تا پایان سده چهارم و چند سالی از اوایل سده پنجم، در نتیجه این امر مهم بوده که اميران و حکيمان سرزمین‌های مختلف جهان اسلام، بدون توجه به قومیت و دین علما ، با آزاد گذاشتن آنان در بیان عقاید خویش و پرداختن صله‌هاي گران‌بها در برابر آثارشان، آنان را تشویق می‌کردند تا از این طریق حوزه‌های دروس رونق یابد و ترجمه و تدوین کتاب‌های علمی به سرعت و کثرت منتشر شود و راه برای تولید علم هموار گردد. نتیجه این اقدامات، ظهور علمای بزرگی چون فارابی، ابن‌سینا و... در شهرهای مختلف و تدوین کتاب‌های بی‌شمار در رشته‌های گوناگون، به عربی و فارسی بوده است. نکته درخور ذکر این است که به گفته دکتر ذبیح‌ا... صفا، «در این دستگاه‌ها حکما، علمای یهودی و نصرانی و زردشتی، صابئی و مسلمان، بی‌آنکه مزاحم یکدیگر باشند، به سر می‌بردند.» (صفا،برگ‌هاي126-127).خیام چنین اوضاعی را در زمان خود نمی‌دید.

اوضاع سیاسی اجتماعی زمان خیام بسیار ناگوار و نابسامان بود. حکمرانان ترک که از شناخت درست امور مملکت‌داری بی‌بهره بودند، ناگزیر به انتخاب وزیر و سپردن امور اجرایی به او بودند؛ اما همین وزیران نگون‌بخت، با ساده‌ترین بهانه‌ها به کام مرگ فرستاده می‌شدند. نگرانی وزیران، به عنوان اصلی‌ترین مقامات اجرایی کشور، از شرایط ناپایدار اجتماعی، باعث می‌شد آن ها همواره در فکر از میان برداشتن مخالفان خود باشند و با ساکت کردن آن‌ها-از راه تطمیع و رشوه و حق‌سکوت و...-به حکومت خود ادامه دهند.

در چنین بستر نابسامانی که حتی وزیران نمی‌دانستند فردا چه سرنوشتی چشم به راه آن‌هاست و امنیت اجتماعی و فرهنگی و فکری جامعه از دست رفته بود، پادشاهان غزنوی و سلجوقی به دلیل نداشتن پذیرش و پشتیبانی مردمی، می‌کوشیدند با آویختن به دین و سخت‌گیری در اجرای بعضی احکام دینی، به حکومت‌های نامشروع خود مشروعیت بخشند. درنتیجه، اندیشه‌هایی چون جبرگرایی را تقویت و آزاداندیشی را سرکوب می‌کردند.

چنین اوضاعی بیش از همه، میدان را بر اندیشمندانی مانند خیام تنگ می‌کرد و زمینه‌ را برای عصیان و اعتراض آن‌ها، هرچه بیشتر فراهم می‌ساخت. در این دوران، متأسفانه تمام علوم، از جمله ریاضی، طب، نجوم، موسیقی و...، مورد اعتراض گروه بزرگی از متعصبان اهل‌سنت و حدیث بود و هرکس را که به این علوم می‌پرداخت، زندیق و ملحد می‌دانستند. آیا برخی از رباعیات خیام، همچون رباعیات زیر، محصول ناخرسندی و اعتراض او به این اوضاع نیست؟


ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان
انصاف بده، کدام خونخوارتریم؟

***
گر می نخوری، طعنه مزن مستان را
از دست بنه تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشوکه می می‌نخوری
صد لقمه‌خوری که می غلام است آن را


آیا در چنین اوضاعی، اندیشمندی چون خیام می‌تواند تنها در گوشه‌ای بنشیند و تماشاگر زشتی اخلاق و فرهنگ حاکم بر جامعه خویش باشد؟ آیا حسرتی که نسبت به گذشته باشکوه ایران در برخی از رباعیات خیام دیده می‌شود، اعتراضی رندانه به شرایط موجود نیست؟ آیا خیام با مشاهده و تأمل در روحیات مردم و رفتار شاهان ایران، نمی‌پندارد که در چنین جامعه‌ای همه‌چیز به بن‌بست رسیده است؟ آیا سروده‌های ساده، روان و تأمل‌برانگیز او تلنگری نیست که بر گوش سنگین غفلت‌زدگان و به خواب‌رفتگان زده می‌شود؟ عوام‌فریبان سلطه‌گر همواره با برانگیختن احساسات طبقه‌های پایین فکری، آن‌ها را علیه دشمنان و رقیبان خود تحریک و تشجیع می‌کردند و به نظر می‌رسد بدگمانی و ناخشنودی خیام در برخی از رباعیات، شکایتی باشد از چنین اوضاعی:

گاوی‌ست بر آسمان قرین پروین
گاوی‌ست دگر بر زبرش جمله زمین
گر بینایی، چشم حقیقت‌بگشا
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین


كه یادآور این بیت از حافظ است:

یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد