English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

پرسش‌هاي حيرت‌آلود خيام چگونه پديد آمد؟

مجله‌ي علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز، دوره‌ي 22، شماره‌ي 3، پاييز 84
نویسنده:
دكتر كاووس حسن‌لي مشترک با دكتر سعيد حسام‌پور

غبارروبي از چهره‌ي واقعي شخصيت‌هاي گذشته و شناخت راستين انديشمندان پيشين، جز با آگاهي از رويدادهاي زمانه‌ي آن‌ها و آشنايي با شرايط گوناگون روزگارشان (سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ...) به شايستگي سامان نمي‌پذيرد. در درازناي تاريخ كمتر ديده شده كه آثار گونه‌گون آفرينش‌گران بي‌هيچ تأثيرپذيري از زمانه ي خود پديد آمده باشند.

حكيم عمر خيام نيشابوري نيز از دايره‌ي اين باور بيرون نيست. درخت انديشه‌ي خيامي، به گونه‌اي «همه‌زماني» و «همه‌مكاني» شاخه گسترده و به بار نشسته است، اما اين درخت تنومند، آن روز كه نهالي تازه رسته بوده است، در زميني و زماني روييده كه ويژگي‌هاي مخصوص به خود داشته و همان ويژگي‌ها، زمينه‌هاي رويش چنين درختي را فراهم آورده بوده‌اند. روزگار خيام با رويدادهاي رنگارنگ و پيشامدهاي گوناگون روبه‌رو بوده است. اين نوشته به اندازه‌ي توان و دانش نويسندگان خود، بر آن است تا با واكاوي و بازبيني رويدادها و پيشامدهاي زمانه‌ي خيام، رنگ‌پذيري او را از آن شرايط بشناسد و باز نمايد. نگاه اين نوشته بيشتر به سوي خيام شاعر است؛ سراينده‌ي انديشه‌ورز و پرمايه‌اي كه با همين سروده‌هاي اندك خود، اين همه شور و شر در انداخته و اين همه نام و آوازه برآورده است.

خيام به احتمال زياد در سال 439 ق. به دنيا آمده و در 517 درگذشته است.  اما براي پي‌بردن به ريشه‌هاي شكل‌گيري انديشه‌هاي او، بررسي اوضاع اجتماعي، سياسي و فرهنگي ايران، پيش از سده‌ي پنجم و درنگ در جريان‌هاي فكري و مذهبي آن دوران بايسته مي‌نمايد. اما پيش از آن، گفتني است كه از ويژگي‌هاي بنيادين و برجسته‌ي انديشه‌هاي خيام مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

- پرسش‌هاي بنيادي در پيوند با هستي، بويژه روشن نبودن آغاز و انجام آن.
- ترديدهاي جسارت‌آميز و جنجال‌برانگيز در باورداشت‌هاي عمومي از دين و بي‌اعتبار دانستن قطعيت‌هاي انديشگاني.
- نگاه‌هاي تلخ، تحقيرآميز و پوچ‌انگارانه به جهان موجود.
- سفارش‌هاي پي‌درپي به اغتنام‌فرصت و زيستن شادمانه در اين فرصت زودگذر.

اينك چگونگي پديد‌آمدن و شكوفا شدن انديشه‌ي خيام در دو بستر اجتماعي - سياسي و فكري - فرهنگي بررسي مي‌شود:


الف- بستر اجتماعي ـ سياسي:
در قرن پنجم و اوايل قرن ششم كه مي‌توان آن را عصر خيام به شمار آورد وقايع عجيب و گاه بسيار تلخ در جريان بود. در نيشابور و شهرهاي ديگر ميان فرقه‌هاي متعصب و زاهدمنش اشعري با شيعيان و معتزليان اختلاف‌هاي شديدي وجود داشت؛ حنفي‌ها و شافعي‌ها با هم در ستيز بودند و تقريباَ هيچ نوع آزادانديشي در آن محيط ديده نمي‌شد. جنگ‌هاي صليبي كه از قرن 4 هـ.(11 م.) شروع شده بود، هنوز ادامه داشت. دولت آل‌بويه سقوط كرده بود و سلجوقيان در سال 432 هـ.ق پس از شكست مسعود در دندانقان، سلسله‌اي جديد را پايه‌گذاري كرده بودند و ...

خيام خود در مقدمه‌ي «رساله‌ي جبر و مقابله»‌ با لحني تلخ مي‌نويسد: «دچار زمانه‌اي شده‌ايم كه اهل علم از كارافتاده و جز عده‌ي كمي باقي نمانده‌اند كه از فرصت براي بحث و تحقيقات علمي استفاده كنند. برعكس حكيم‌نمايان دوره‌ي ما همه دست‌اندر كارند كه حق را به باطل بياميزند، جز ريا و تدليس (معرفت‌فروشي) كاري ندارند، اگر دانش و معرفتي نيز دارند، صرف اغراض پست جسمي مي‌كنند. اگر به انساني مواجه شدند كه در جستجوي حقيقت صادق و راسخ است و روي از باطل و زور مي‌گرداند و گرد تدليس و مردم‌فريبي نمي‌گردد، او را مرهون و شايسته ي استهزا مي‌دانند.» (دشتي، 87 : 1381)

اينكه خيام، اهل علم را از بين رفته مي‌داند، شايدنشان دهنده ي وضعيت اجتماعي، فرهنگي و سياسي دوره ي خيام در مقايسه با سده‌هاي دوم، سوم، چهارم و اوايل سده‌ي پنجم است. خيام مي دانسته است که رشد سريع و چشمگير علوم گوناگون، تا پايان سده‌ي چهارم و چندسالي از اوايل سده‌ي پنجم در نتيجه‌ي اين امر مهم بوده كه امرا و حكماي سرزمين‌هاي مختلف جهان اسلام بدون توجه به قوميت و دين علما و آزاد گذاشتن آنان در بيان عقايد خويش و پرداختن صلات گران‌بها در برابر آثارشان، آنان را تشويق مي‌كردند تا از اين طريق حوزه‌هاي دروس رونق يابد و ترجمه و تدوين كتاب‌هاي علمي به سرعت و كثرت منتشر شود و راه براي توليد علم هموار گردد و نتيجه‌ي اين اقدامات ظهور علماي بزرگي چون فارابي، ابن سينا و ... در شهرهاي مختلف و تدوين كتاب‌هاي بي‌شماري در رشته‌هاي گوناگون به عربي و فارسي بود.

نكته‌ي در خور ذكر اين است كه به گفته‌ي استاد ذبيح‌الله صفا «در اين دستگاه‌هاي حكما، علماي يهودي و نصراني و زردشتي، صابئي و مسلمان بي‌آنكه مزاحم يكديگر باشند، به سر مي‌بردند.» (صفا، 127-126: 1366) خيام چنين اوضاعي را در زمان خود نمي‌ديد.

اين اوضاع نسبتاً آزاد به ويژه براي اهل فكر و انديشه، چندان پايدار نماند و از ميانه‌هاي سده‌ي پنجم به بعد آرام آرام دگرگون شد. شايد بتوان گمان كرد آن هنگام كه ايرانيان با شعارهاي روشن و دل‌انگيز ديني، اسلام را پذيرفتند، نمي‌پنداشتند روزگاري با حكومت‌هايي چون بني‌اميه و بني‌عباس رو به رو مي‌شوند كه موجبات تحقيرشان را فراهم خواهند آورد. ايرانيان به دليل تحقير و توهيني كه احساس مي‌كردند، در جاهاي مختلف به مخالفت و قيام برخاستند و اين حرکت ها خود به پريشاني ساختارهاي اجتماعي کمک مي کرد. پيرو اين پريشاني و از ميان رفتن حكومت مقتدر ايراني، آرام آرام، رؤسا و جنگاوران قبايل ترك آسياي ميانه در شمال ايران، خيال هجوم به مناطقي از ايران را در سر پروردند و اين خيال‌ها در برخي از مقاطع تاريخي به واقعيت پيوست و به حكومت تبديل شد. غزنويان و پس از آنان سلجوقيان از اين گروه‌ها بودند.

حكمرانان قبايل ترك كه تنها در جنگيدن و كشتن مهارت داشتند و از شناخت‌ امور پيچيده‌ي مملكت‌داري بي‌بهره بودند، ناگزير به گزينش وزير و سپردن امور اجرايي حكومت به او بودند، اما بسيار شنيدني است كه همين وزيران نگون‌بخت با ساده‌ترين بهانه‌ها به كام مرگ فرو مي‌رفتند، «از شش وزيري كه در طول قريب به چهل سالِ حكومت غزنوي‌ها به آنان خدمت كردند، چهار تن به قتل رسيدند و اموالشان مصادره گرديد، پنجمي به زندان افتاد و اموالش نيز مصادره شد و ششمي به نحو معجزه‌آسايي توانست متواري شود... در فاصله‌ي بين اواخر قرن يازدهم تا اواسط قرن دوازدهم ميلادي (1092 تا 1138 م) جمعا يازده وزير به دست حكام مختلف سلجوقي به قتل رسيدند،  به عبارت ديگر عمر متوسط صدارت هر وزير قبل از آن كه سر از تنش جدا شود، نزديك به چهار سال بيشتر نبود،» (زيباكلام، 181 و 182: 1378)

نگراني وزيران به عنوان اصلي‌ترين مقامات اجرايي كشور، از شرايط ناپايدار اجتماعي باعث مي‌شد كه همواره در فكر از ميان برداشتن مخالفان خود، يا ساكت كردن آن‌ها با تطميع و رشوه و حق سكوت و ... باشند. «حتي در اوج اقتدارشان نيز وزرا بعضا مجبور مي‌شدند، مبالغ قابل توجهي به صورت رشوه پرداخت نمايند. تا جلوي كوشش‌هاي مخالفين خود را بگيرند، «بي‌ديني»، «انحراف عقيدتي»، «قرمطي»، «خيانت به امير»، «سخت‌گيري نكردن نسبت به مخالفين حكومت» و يا بدتر از آن «با آنان رابطه داشتن» و «شيعه بودن» از جمله‌ي تهمت‌هايي بود كه مخالفين و رقباي وزرا از آن‌ها عليه ايشان استفاده مي‌كردند. حتي وزراي قدرتمند و با نفوذ نيز از شر چنين حملاتي در امان نبودند. از جمله خواجه نظام‌الملك مشهور در عين قدرتمندي‌اش، وقتي كه متهم به «رافضي» بودن مي‌شود، براي جلوگيري از اين كه اتهام به گوش شاه برسد، مجبور مي‌شود 30000 دينار، حق‌السكوت يا در حقيقت رشوه بپردازد.» (همان، 183)


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد