English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

خيّام پژوهی با تکيه بر جهان معاصر عرب

نویسنده: دکتر ناصر محسني نيا

خيام: زندگاني؛ آغاز و انجام
ابوالفتح، عمر بن ابراهيم الخيّامي «الخيام» النيشابوري، ملّقب به القابي مانند؛ غياث الدين، حجه الحق و امثال آن بنا به اصحّ روايات و آخرين پژوهشها در سال 439 هجري قمري در نيشابور ديده به جهان گشوده، بعد از حدود 87 سال زندگي سراسر تلاش و تحقيق، سرانجام در 12 محرّم سال 526 هجري ديده از جهان فرو بسته است(کريستين سن، 1374: 13).

البته شرح حال، زندگي، آثار خيام نيشابوري و مسائلي درباره تاريخ ولادت و وفات او در متون کهني مانند؛ ميزان الحکمه عبدالرحمان خازني(515ق)، رساله الزاجر للصغار في معارضه الکبار زمخشري (516ق)، چهار مقاله نظامي عروضي سمرقندي(550ق)، تتمه صوان الحکمه ابوالحسن بيهقي(556ق) خريده القصر عمادالدين کاتب اصفهاني (517ق) نزهه الاروح شهرزوري، (586ق)، مرصاد العباد نجم الدين رازي(619ق)، تاريخ الحکماي قفطي(626ق)، آثار البلاد و اخبار العبار قزويني(674ق) کم و بيش بيان شده است. اين کتاب ها در پاره اي موارد اختلافات فراواني؛ بويژه در تاريخ ولادت و مرگ او دارند.

ولي دقيق ترين تاريخ همان است که در سرآغاز ذکر گرديد، چرا که اين تاريخ ها حاصل تلاش دانشمند معاصر هندي «سوامي گويندا تيرتها» است که آنها را براساس مندرجات طربخانه يار احمد رشيد-876ق) و متوني مانند آن استخراج نموده است.

دو دانشمند روسي به نامهاي، روزنفلد و يوشکويچ با محاسبات دقيق نظر او را تأييد نموده اند(کريستين سن، 1374: 14). و اين محاسبات با گفته نظامي عروضي سمرقندي در چهار مقاله هم موافقت دارند. چون نظامي عروضي در سال 515 قمري؛ يعني چهار سال بعد از مرگ خيام، بر سر مزار او در گورستان امام زاده محروق حاضر شده است(نظامي عروضي، 1364: 100).

نظامي در مقالت سوم و ذيل حکايت هفتم و هشتم درباره خيام، مقام و جايگاه علمي او سخن گفته و داستان پيش بيني محل دفن خيام را ظاهراً از قول خود خيام، نقل نموده و از وقوع آن اظهار شگفتي نموده. (همان، 101) خيام در اين باره گفته: قبر من جايي است که هر بهار بر سر آن گل مي رويد(همان، 101).

بديع الزمان فروزانفر، رساله نحو القلوب قشيري(متوفاي 465 ق) و رساله الزاجر للصغار زمخشري را قديمي ترين منابع درباره خيام و زندگي او مي داند (دهباشي، 1383: 23).
در هر حال، با وجود اختلافاتي که در متون کهن درباره زندگي و مرگ خيام وجود دارد(محيط طباطبائي، 1370: 45) بهتر است پژوهش «سوامي گويندا» و تصديق دانشمندان روسي را درباره تاريخ ولادت و مرگ خيام، دقيق ترين اظهار نظر دانسته و موضوع را خاتمه يافته تلقّي کنيم(کريستين سن، 1374: 14؛ فرزانه، 1353: 23).

درباره آخرين ساعات زندگي خيام گزارشي وجود دارد. اين گزارش در تضاد آشکار با گفته و عقيده کساني است که او را کافر و زنديق مي دانستند(يگاني، 1342: 27).

بنا به گزارش ابوالحسن بيهقي در تتمه صوان الحکمه خيام، اندکي قبل از مرگ، کتاب شفاي ابن سينا را در دست داشته و فصل الواحد و الکثير آن را قرائت مي نموده، آن گاه برخاسته، نماز خوانده، وصيت نموده، بي آنکه چيزي بخورد يا بياشامد، سجده و استغفار نموده و از پي آن جان به جان آفرين تسليم نموده است (طرازي 1985: 75).

در منابع کهن گاهي از او به خيامي (ابن اثير، 1965: 10/ 98؛ عجمي، 2004: 133) و زماني با عنوان خيام ياد نموده اند. (کريستين سن، 1374: 38) او به حق بعد از ابن سينا (متوفاي 428) علامه زمان، حکيم ثاني و مدرس علوم يونان به حساب مي آمده (قفطي، 1326: 162).

نظامي عروضي، جارالله زمخشري، امام محمد غزالي و بيهقي او را حجه الحق ناميدند (کريستين سن، 1374: 37؛ نظامي عروضي، 1364: 103).


خيام در متون کهن:
اولين متن کهني که خيام به تفصيل در آن معرفي گرديده، چهار مقاله نظامي عروضي سمرقندي است. نظامي اخبار فراوان و درستي درباره او به دست داده است (عروضي سمرقندي، 1364: 102). ديگر منابع از قبيل؛ کامل ابن اثير، 1956: 10/ 98 و قفطي، 1326: 162؛ ابن العماد حنبلي، 1998، جلد 4: 210 و 77 نيز درباره خيام سخن گفته اند. اين عماد او را از دوستان حسن صباح معرفي مي کند و فردي دانا مي داند(همان، 210). زکرياي قزويني صاحب کتاب آثار البلاد و اخبارالعباد با يادکرد از خيام او را عارف و آگاه بر همه علوم معرفي مي کند(قزويني، بي تا: 75).

ابن خلکان در وفيات الأعيان او را صاحب فتوا دانسته (ابن خلکان، 1976: 2/7) و زمخشري او را حکيم جهان و فيلسوف گيتي لقب داد(همان، 8).


آثار خيام:
سيره نويسان و اصحاب کتب تراجم رجال، آثار فراوان و متعددي براي خيام بر شمرده اند، عدد تأليفات او به غير از رباعيات، حدود 27 اثر است که در زمينه هاي مختلفي همچون؛ رياضيات، فلک، نجوم، طبيعيات و فلسفه و... است. اين آثار برخي به عربي و برخي نيز درگذر انقلابات زمان و حوادث روزگار تباه شده اند و جز نامي چيز ديگري از آنها برجاي نمانده است(قرباني، 1375: 17؛ جعفري، 1368: 85).
 
 

خيام، سياست و افسانه سه يار دبستاني:
خيام به دليل فضاي ملتهب زمان خويش و به سبب علاقه فراواني که به مسائل فرهنگي داشت با وجود شايستگي، از جهان سياست به قصد دور ماند. اگر ماجراي سه يار دبستاني درست باشد، خيام فرصت خوبي براي استفاده از اين موقعيت داشته؛ ولي خيام چنان نکرده، حتي او در پاسخ خواجه نظام الملک(485-408) از پذيرش مقام امتناع مي کند و صرفاً به دريافت کمک مالي و نقدي به منظور پيشبرد علم اکتفا مي کند(پناهي، 1370: 89؛ طرازي، 1985: 18) بنابراين نه دوست قدرتمند دوره جواني او؛ يعني نظام الملک و نه حسن صباح صاحب قلعه الموت هيچکدام نتوانستند در عزم و اراده خيام براي دور ماندن از سياست خللي ايجاد کنند. او در اين باره عکس دو يار دبستاني خود عمل کرد و وارد دنياي پرتلاطم و آشفته سياست نگرديد و به همين دليل در سلامت زيسته است(قنبري، 1384: 155).

خيام در مغرب زمين:
از آن جايي که خيام پژوهي در جهان معاصر عرب اصلي ترين هدف اين نوشتار است، بنابراين مقوله خيام پژوهي در مغرب زمين و ديگر مناطق جهان نمي تواند محل بحث و بررسي اين مقاله باشد؛ اما به دليل اهميت بيش از حد موضوع از يک سو و ارتباط خيام پژوهي در جهان عرب با پژوهشهاي خيامي در مغرب زمين، ناچار مختصري به اين موضوع پرداخته مي شود.

اينک بالغ بر 150 سال از آشنايي اروپائيان با خيام و آثار او مي گذرد. با گذشت اين مدت نسبتاً طولاني خيام و رباعيات او به کمک اروپائيان شهرتي به دست آورده اند. حجم کارهاي انجام شده درباره خيام در مغرب زمين به حدّي زياد شده که بنا به قول پروفسور بودنشتد (F.m.Bodemstedt) خيام شناس آلماني، اگر بخواهيم آنها را جمع کنيم عمر ما کفاف آن را نمي دهد(کاسب، 1366: 17) در اروپا، به سال 1700 ميلادي، توماس هايه نخستين گام را در ترجمه رباعيات خيام برداشت؛ اما مورد توجه کسي قرار نگرفت (امين رضوي، 1387: 235).

در سال 1857 ميلادي، گارسن دوتاسي نيز چند رباعي از خيام ترجمه نمود(فولادوند، 1379: 28) ولي باز هم مؤثّر نيفتاد. اما آن که خيام را شهره گيتي و محبوب مردمان مغرب زمين ساخت کسي جزء ادوارد فيتز جرالد انگليسي (متوفاي 1883م) نبود. جرالد در سال 1858، رباعيات خيام را در کتابي کوچک و کم حجم، با برداشتي شاعرانه و آزاد به انگليسي ترجمه نمود (همان، 29).

اين کار در ابتدا با استقبال روبه رو نشد؛ اما سرانجام گروهي از اهل ادب متوجه اهميت موضوع شده و آن را بر سر زبانها انداخته و باعث شهرت آن گرديدند(همان، 30).

به دنبال فيتز جرالد افرادي مانند: نيکلاس فرانسوي در سال 1867 ميلادي رباعيات خيام را به عنوان يک شاعر صوفي مسلک به فرانسه ترجمه نمود و آنها را با کمک شاعران و اديبان فرانسه بر سر زبانها انداخت(همان، 30).

نفوذ خيام در اروپا کم کم بالا مي گيرد و کار به جايي مي رسد که فقط ترجمه فيتز جرالد بالغ بر 300 بار تاکنون به صورتهاي گوناگون منتشر گرديده است(خيام، 1375: 12) و اينک خيام در رديف شاعران بزرگي از قبيل؛ هومر، شکسپير، دانته و گوته قرار گرفته (همان، 10) و رباعيات خيام به همه زبانهاي زنده دنيا ترجمه و منتشر شده (فرزانه، 1353: 48).

دست يابي به اطلاعات دقيق تر از نفوذ خيام و انديشه هاي او بر مردمان مغرب زمين، به وقت و حوصله فراواني نياز دارد؛ اما در عظمت و گستردگي اين نفوذ همين بس که بزرگاين چون؛ فيتز جرالد، توماس هايد، گارسن دوتاسي، نيکلاس، کريستين سن، وُپکه، براون، آربري، ژوکوسفکي، پير پاسکال، ارنست رنان و گروه بيشمار ديگري بخشي از عمر خود را صرف تأمل، پژوهش و ترويج انديشه هاي خيام نموده اند(خيام، 1375: 18؛ نجف زاده بارفروش، 1383: 24 به بعد).

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد