English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

فلسفه ی لذت و مرگ در نزد خيام

در آن ايام که خيام ميزيست (قرن پنجم هجري) خلافت بغداد ديگر موفق شده بود ولو به طور موقت بر واکنش همه جانبه ي فکري و سياسي و اجتماعي ايرانيان در قبال تسلط وي نخست به کمک ترکان غزنوي و سپس به دستياري ترکمانان سلجوقي غلبه کند. غزالي و خيام (اين بزرگترين متفکرين دوران سلجوقي ) آخرين نمايندگان آن موج نيرومند حريت فکري هستند که از زمان سامانيان و مأمونيان و آل زيار و آل بويه در سراسر ايران و به ويژه در خراسان برخاسته بود. ولي هر دو آنها در دوران فرونشست اين موج مجبور بودند هر يک به شیوه ي خود به نحوی با محيط سازش کنند. غزالي در نامه ي به سنجر نوشت:
 
"دوازده سال در زاويه نشستم ، از خلق اعراض کردم ، پس فخرالملک رحمه اله مرا الزام کرد که ترا به نشابور بايد شد. گفتم اين روزگارِ سخن مرا احتمال نکند که هر که در اين وقت حکمت گويد، در و ديوان به معادات او برخيزد گفت: ملک عادل است و من به نصرت تو برخيزم . امروز کار به جائي رسيده است که سخنها ميشنوم که اگر در خواب ديدمي گفتمي اضغاث و احلام است".

و بار ديگر در پايان همين نامه تکرار ميکند:
 
"مرا از تدريس نيشابور و طوس معاف داري تا با زاويه ي سلامت خويش روم که اين روزگار سخن مرا احتمال نکند".

شيخ فريد الدين عطار نيشابوري عارف و شاعر معروف در تذکره الاولياء از قول يکي از همعصران عارف پيشه ي خود موسوم به ابو محمد جريزي ، بيانی در وصف اين زمان يعني قرن پنجم هجري دارد که نه تنها شيرين بلکه شارح اوضاع روز است. عطار گويد که ابو محمد جريزي ميگفت:
 
"در قرن اول معاملت به دين کردند چون برفتند آنهم برفت ، در قرن دوم معاملت بوفا کردند چون برفتند آنهم برفت ، در قرن سوم معاملت به مروت کردند چون برفتند مروت نماند. در قرن ديگر معاملت به حيا کردند چون برفتند آن حيا نماند و اکنون مردمان چنان شده اند که معاملت خود به هيئت و هيبت کنند".

بدينسان دوران خيام عصري بود که در آن تنها هيئت هاي مزين اشراف و هيبت هاي سهمگين زورمندان وسيله ي پيروزي در معاملت بود. سرنوشت يک حکيم ظريف در چنين عصر بيرحم و خشن روشن بود.

خيام که از غزالي و عطار در جاده ي آزادانديشي جلوتر بود خطر سهمگينتري را از جانب ارتجاع عصر متوجه خود ميديد. قفطي در تاريخ الحکماء روزگار تيره ي اين متفکر را چنين وصف ميکند:

 
"معاصران زبان به قدح او گشودند و در دين و اعتقادشان سخن گفتن آغاريدند ، چندانکه خيام به وحشت افتاد و عنان زبان و قلم بگرفت و به عزم حج از شهر نشابور برون رفت و پس از آنکه از کعبه بازگشت در کتمان اسرار خويش اصرار ورزيد و ظواهر شرع را مراعات ميکرد".
 
از اميران متعصب حنفي و حنبلي گرفته تا صوفيان قشري خم شکن همگي در کار نبرد با آزادانديشي بودند ، به هر شکلي که اين آزادانديشي بروز ميکرد خواه به صورت حکمت مشاء باشد يا دانش يونان و يا عرفان وحدت وجودي يا کلام معتزله و يا کيش اسمعيلي و يا الحاد قرطي و يا رفض شيعه.

ولي ارتجاع محيط نتوانست بند بر دست و پاي انديشه ي غزالي و خيام گذارد. آنها به هر جهت افکار خود را به زبان شعر و نثر ، به تازی و پارسی ثبت کردند و با آنکه به قول غزالی صد مهر (1) بر زبان نهاده بودند ابواب قلب شعله ور خود را در اين آثار گشودند و خفاياي روح خود را نمودند.

خيام رباعي فلسفي را حربه ي بيان افکار خود قرار داد و از شگفتيهاي ادبيات ما يکي آنست که شکل رباعي را نخستين حکماء و عرفاء ما در دوران پس از اسلام متناسب ترين شکل شعري براي بيان نظريات خويش ميشمردند و ابونصر فارابي معروف به معلم ثاني و شيخ الرئيس ابو علي سينا و غزالي طوسي و شيخ ابو سعيد ابوالخير و خواجه ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نشابوري ، خواجه نصيرالدين محقق طوسي و بسياري ديگر هر يک رباعيات فلسفي ظريفي سروده اند و بدون شک در اين زمينه خيام از جهت فصاحت سخن و عمق معاني پيشي گرفته است(2).

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد