English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

اروتیسیسم خیام

غدد درون ریز جنسی مغزی/ غددی endocrine روی ضربان دل، تنفس و ماهیچه ها اثر می گذارد. لذا این مراکز با ریزش/میرش پیامبرهای شیمیایی پویا در خون، کردار را جهت می دهند. رابطه انسانها پدیده ای زنده است که آغازی و پایانی دارد. یکی از این رابطه ها عشق است. عشق یا رابطه 2 تن، از 3 مرحله عمده می گذرد- توصیف هریک از این مراحل، یک ژانر هنری هم می باشد.

1- انس 2 فرد از فاصله دور. بیان شعری این رابطه لیریک lyric نام دارد. بیشترین بخش شعر جهانی لیریک است. در فارسی، غزل (چه عروضی و چه سپید) تبلور این گونه احساس است. این تبیین رابطه، قدیمتر بوده؛ بیشتر متنی میباشد. اگرچه گاهی با کتیبه و مینیاتور همراه است. در لیریک رابطه 2 تن از فاصله ای معین، بخاطر اوضاع فرهنگی جامعه، با پندارهای رمانتیک یا عارفانه، بیان می شود. در این نوع شعر از سر و دل، با پوششی بدیع از 2 تن، گفته میشود. نقاشی مونا لیزای داوینچی نمونه هنر لیریک قرن 16م است. تاریخ 1000 سال گذشته فارسی پر است از غزلیات مبین این رابطه. سپهری می گوید:
 
عشق
صدای فاصله هاست..
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.
..

2- نزدیکی 2 فرد در خلوت. بیان هنری این رابطه اروتیسیسم eroticism یا رابطه دنجی پوست 2 تن است که این بیان گاهی انگیختن نفسانی مخاطب را موجب شود. به لسان عربی، وصف الحال؛ نصف الحال. سقراط آموزه های اروس (الهه عشق) را در باره زیبایی تن زمینی تدوین کرد. ابن سینا و فارابی تحت تاثیر فلسفه افلاطونی توصیف معانقه/بغل کردن و تقبیل/ بوسیدن را پذیرفته ولی مباضعه/ دخول را تنها با ازدواج می پذیرند؛ توصیف این کردار سومی را در هنر نمی پسندند. اوكتاويو پاز، دارنده نوبل ادبیات از مكزيك، غزل حافظ .. را در رده اروتيسیسم عرفانى قرار ‏می دهد. او می افزاید: در تورات و انجيل هيچ آيه ‏اى كه نشانى از سرزنش تن يا ترجیح روح بر جسم، به عنوان دو عنصر متضاد، وجود ندارد. پاز سرچشمه ی اين سرزنش و ريشه ‏ى آن را در مکتب عشق افلاطونى(بدون بستریات)، مى‏داند. شعر اروتیک توصیف هنرمندانه میان تنه را هم به سر و دل میافزاید. نقاشی مایای برهنه گویا، هنرمند قرن 18 اسپانیا، نمونه هنر اروتیک است. حافط می گوید:
 
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
پیداسـت از آن میان چو بربست کمر
تا من ز کمر چه طرف خواهم بربسـت

1- بیان دخول پورنو گرافی نام دارد. این واژه از ترکیب 2 واژه یونانی برابر روسپی و نگارش پدید آمده. معنی ضمنی آن وجه تجاری را هم با آن القا میکند. در فارسی اعضای میان تنه و فعل اصلی کمکی، همه با کاف آغاز می شوند. این نوع توصیف با فیلم، نوار، قرص فشرده، اینترنت عامه گستر شد. پورنوگرافی تاکید را روی افعال مربوط به هم آغوشی 2 تن گذاشته؛ جای عشق لیریک و حسیات اروتیک را توصیف عمل جنسی می گیرد. برخی، برخی آثار فرخی، عبید، ایرج را شعر پورنو مینامند. هزلیات سعدی از نخستین چاپ آثار او هم‌واره در محاق حذف بوده است. در ۱۳۱۹، محمد علی فروغی با تصحیح کلیات سعدی، هزلیات را منافی اخلاق انگاشته؛ آنها را کنار گذاشت. از آن تاریخ به بعد، اکثر چاپها از سلیقه فروغی‌ پیروی کرده‌اند. سعدی با تاکید بروی حظ حواس و لذات جسمانی بطور موجز گوید:
 
جامع هفت چیز در یک روز
نه عجب گر بمیرد آن دابه
سیر بریان و جوز و ماهی و ماست
تخم مرغ و جماع و گرمابه


در این جستار، از 3 مرحله ی عشق، تنها مرحله دوم، آنهم فقط در شعر خیام، تشریح می شود. قبل از ورود به این بخش، شمه ای از زندگی علمی و فلسفی او در اینجا می آید.

اندیشمندی خیام

خیام (1048-1131) در نیشابور خراسان 83 سال زندگی کرد. او در اقامتهای چندین ساله به اصفهان، سمرقند و مرو با اندیشمندان معاصرش همکاری داشت. خیام از قرون 11 و 12 میلادی، یکی از چهرههای علمی جهانی از نوع رازی (865-925)، کاشف الکل و جوهر گوگرد، تشخیص آبله از سرخک، امتحان کن دارو روی جانوران، می باشد. می‌توان این دو را از برجسته ‌ترین پیشروان جهانی تلفیق خرد و تجربه‌ در علوم دانست. خیام اندیشمند بیمانند ایرانی تا 25 سالگی، آثاری در جبر، موسیقی نظری، ریاضیات آفرید. او نوشت که خوارزمی (840م)، پدر جبر و الگریتم، و ماهانی (884م) هندسه تحلیلی را پایه گذاشته؛ هندسه ی یونانی را به معادلات جبر تبدیل کردند. در قرن 18م دکارت این معادلات را دنبال کرد؛ محور مختصات را برای ترسیم معادلات عرضه کرد.

هندسه، علم محاط بر خط، نقطه، حجم است. خیام معادلات درجه 3 را از طریق هندسه ترسیمی و رقومی حل کرد.

خیام حرکت سیارات را در مدارات بیضوی، شهابها را در پرتابی شلجمی، ستارگان را تابث، زمین زیرپایش را در حرکت توصیف می کند. برای او مدار اجرام آسماني (مانند ستارگان دنباله دار) لزوما بيضوي نيست بلكه مي تواند هذلولي يا شلجمي نيز باشد. مخروطات صرفا ترسیمات و تقاطع سطوح شلجمي يا سهمي نبوده بلکه الگوی ترسیمی اجرام سماوی میباشد. در رصد سیارات، مدار گريز از مركزيتي را در حركت غير دايروي دیده؛ سرعت نايكنواخت ان اجرام را با قوانين حركت پرتابي مخالف دانسته؛ با فلسفه مدرسي مخالفت کرده؛ پی بوجود مفهوم شاعرانه گرانش عمومي برد. گویا در حضور غزالی، خیام نشان داد که افلاک universe بدور زمین نمی چرخند- برخلاف نظرات رایج آن عصر. خیام با یک پایه گردان و نقشه ستارگان که با نور شمعهای روشن در دیوار اتاقی مدور قرار داشتند، نشان داد که زمین بدور محورش در یک شبانه روز می گردد. در نتیجه کواکب و کهکشانهای گوناگون شب و روز روی زمین دیده میشوند. نیز گفت ستارگان در فضا ثابتند؛ اگر بگردند بخاطر جحم عظیمشان می سوزند.


اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم
فانوس خيال از او مثالي دانيم
خورشيد چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوريم کاندر او حيرانيم

 
اين کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است
پيش از من و تو ليل و نهاري بوده است
گردنده فلک نيز به کاري بوده است

آنانکه محيط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريک نبردند برون
گفتند فسانه‌اي و در خواب شدند

اجرام که ساکنان اين ايوانند
اسباب تردد خردمندانند

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد