English
نما آهنگ ها
رباعیات خیام
اكنون كه ز خوشدلي بجز نام نماند
يك همدم پخته جز مي خام نماند
دست طرب از ساغر مي باز مگير
امروز كه در دست بجز جام نماند!

ايكاش كه جاي آرميدن بودي
يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك
چون سبزه اميد بردميدن بودي!
تک آهنگ ها

زمان گذران در نگاه بي قرار خيام

نویسنده: دکتر كاووس حسن‌لي ـ دکتر سعيد حسام‌پور
دانشگاه شيراز / دانشگاه هرمزگان

چكيده
معماي پيچيده‌ي هستي، همواره، همچون رازي سر به مهر، كنجكاوي آدمي را برانگيخته و او را در درازناي زمان به خود مشغول داشته است.

انديشمندان جهان، با درنگ در اين معماي مبهم، هركس به شيوه‌اي، پندارهاي خويش را بازگفته است. حكيم عمر خيام نيشابوري از انديشه‌ورزان نامدار ايراني‌ست كه در سروده‌هاي اندك خود، پرسش‌هايي ژرف و شگرف در انداخته و براي آسوده‌شدن از دست اين پرسش‌هاي جان‌گزاي بي‌پاسخ راه‌هايي را پيش نهاده و بازگفته است.

ژرفاي انديشه‌ي خيام را از عمق همين درنگ‌ها، پرسش‌ها و ترديدهاي بنيادين مي‌توان دريافت و شخصيت او را از لابه‌لاي همين سؤالات جسارت‌آميز مي‌توان بازشناخت.

و در گذر پرشتاب زمان، ناخرسند، به حيرتي آميخته به بدبيني دچار مي‌شود، به اين باور مي‌رسد كه هيچ چيز «حقيقي‌تر» از «دمي» كه در آن به سر مي‌برد و لحظه‌اي كه در آن نفس مي‌كشد، نيست. پس بهترين راه زندگي را براي خود و ديگران در آن مي‌بيند كه اين دم را غنيمت بشمارند و فرصت خود را بيهوده از دست ندهند و آشكارا سفارش مي‌كندكه:


چون بوده گذشت و نيست نابوده پديد
خوش باش، غم بوده و نابوده مخور


با توجه به اين كه مضمون «غنيمت شمردن فرصت» و «زيستن در حال» از مضمون‌هاي بنيادين رباعي‌هاي خيام است، در اين نوشته كوشيده شده است تا اين موضوع به اندازه‌ي توان، بررسي شود.

کليدواژه
رباعيات، خيام، زمان گذران، زندگي، شراب، غنيمت شمردن، هستي.
اي گيل‌گمش سرگشته كجا مي‌روي؟/ حياتي كه در پي آني نخواهي يافت./ به هنگامي كه خدايان نوع بشر را آفريدند./مرگ را براي نوع بشر نگاه داشتند./ و زندگي را در دستان خويش حفظ نمودند.../ تو اي گيل‌گمش شكمت را بيا پر كن./به شادي گذران به روز و شب/ هر روز را ضيافتي كن به شادي‌خواري./ شب و روز را به رقص و بازي كن.../ بگذار عروس تو از آغوشت لذت ببرد./ زيرا وظيفة نوع بشر جز اين نيست .../ شراب به خوشدلي بنوش... (قسمتي از حماسة گيل‌گمش)


درآمد
معماي پيچيده‌ي هستي، همواره همچون رازي سر به مهر، كنجكاوي آدمي را برانگيخته و او را در درازناي زمان به خود مشغول داشته است. بي‌گمان بسياري از آدميان نخستين، هنگامي كه با جسد بي‌جان هم‌نوعان خود رو‌به‌رو مي‌شدند و ديگر امكان پيوند با آن‌ها را از دست مي‌دادند، در چرايي و چگونگي اين پديده‌ي شگفت فرو مي‌رفتند و در شناخت حقيقت آن درمي‌ماندند و شايد براي آن‌كه اندكي از سوزش اين درد جان‌فرسا بكاهند، به ساختن افسانه‌ها و قصه‌هايي در پيوند با زندگي و مرگ روي مي‌آوردند و به دامن آن‌ها مي‌آويختند.

مضمون‌هاي رايجي همچون آب حيات، رويين‌‌تني و ناميرا ساختن برخي انسان‌هاي مقدس و ... به‌گونه‌اي در توجيه معماي هستي و علت مرگ و شايد مبارزه با آن شكل گرفته است. در جوامع مختلف چگونگي پديد آمدن اين اسطوره‌ها و پاسخ‌هاي نمادين اسطوره‌اي به فلسفه‌ي زندگي و مرگ تفاوت دارد. اما ماهيت همه‌ي آن‌ها ناشي از ترس انسان از مرگ و ناتواني از جستن راه چاره‌اي در رويارويي با آن است.

پس از گذر از مرحله‌ي اسطوره‌سازي، بشر و بويژه نخبگان هر جامعه‌اي با پديد آوردن بنيان‌هاي فكري، فلسفي و عقيدتي با توجه به اوضاع اجتماعي، فرهنگي و اقليمي و سياسي جامعه‌ي خود كوشيده‌اند براي گشايش گره معماي بزرگ هستي راهي بجويند يا دست‌كم درون خود را با توجيهاتي هرچند ناقص اندكي آرام كنند. انديشه‌ورزان و خردمندان با مشاهده‌ي اوضاع اجتماعي عصر خود با بينشي عميق به واكاوي اجتماع مي‌پرداختند و چه بسا اين تأمل و درنگ براي بسياري از آنان دردي ژرف و فلسفي را به ارمغان مي‌آورد، از اين رو مي‌كوشيدند، راهي براي برون‌رفت از اين وضعيت بيابند و اندكي از تلاطم ذهن و فكر خود بكاهند، پاسخ اينان، گاه ممكن بود طرفداران پرشماري در ميان عامه‌ي مردم پيدا كند و اين تفكر بر نسل‌هاي بعد نيز اثرگذار شود.
 
حكيم عمر خيام نيشابوري، از شاعران انديشمندي است كه در برابر اين معماي پيچيده به شايستگي درنگ كرده و با آن درافتاده است.


برای دریافت مقاله اینجا را کلیک نمایید.
 
خبرنامه
كتاب شناسي



تحلیل شخصیت خیام
پدیدآورنده: محمد تقی جعفری تبریزی
ناشر: تهران، کیهان - 1364
تعداد صفحه: 365
ادامه
خیام پژوهان

ادوارد فیتزجرالد